psychologist-student


+ جلوتو نگاه کن

ویدیوی بسیار جالبی چند وقت پیش به ایمیلم رسید. محتوا و پیام این کلیپ موضوعیه که شاید خیلی از ما دانسته یا ندانسته گرفتار اون هستیم. به نظرم هر چند وقت یک بار بد نیست اینو ببینیم یا بهش فکر کنیم. پس سرتو بلند کن... جلوتو نگاه کن...

http://www.aparat.com/v/AsSDW

 

 

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : S.Hani M.M ; ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۸/٤
تگ ها: فضای مجازی
    نظرات شما()   لینک

+ بررسی تفاوت اطمینان در تصمیم گیری در مردان و زنان

با تشکر از همه کاربران که لطف دارند و تشکر ویژه از افرادی که در انجام مطالعه ذیل شرکت کردند. نتیجه این مقاله قرار است تابستان امسال در نشریه تازه های علوم شناختی به چاپ برسد. به هر ترتیب برای آگاهی از نتیجه کار چکیده مقاله اینجا قرار می گیرد:

بررسی تفاوت اطمینان در تصمیم گیری در مردان و زنان

هدف در این مطالعه بررسی نقش جنسیت در بیش اعتمادی است. بیش اعتمادی ارزیابی بیش از حد فرد در مورد مهارتها، دانش یا داوری خود است. به دلایلی که هنوز کاملا روشن نشده، هم افراد متخصص و هم غیر متخصص در مورد داوری ها و تصمیم گیری های خود دچار بیش اعتمادی هستند. نقش عوامل مختلفی در این پدیده مطرح شده که یکی از آنها جنسیت است. روش: در این پژوهش 389 نفر (274 مرد و 115 زن) از دانشجویان دانشگاههای شهر تهران با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی، انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. هر شرکت کننده به پرسشهای دو گزینه ای دانش عمومی پاسخ داد. همچنین پس از انتخاب هر گزینه میزان اطمینان به درست بودن پاسخ را اعلام کرد. با استفاده از نمرات اطمینان و درستی پاسخها، نمره بیش اعتمادی آنان استخراج شد. در نهایت برای تجزیه و تحلیل آماری از آزمون t مستقل استفاده شد. یافته ها: بر این اساس، با توجه به آزمون t مستقل انجام گرفته به منظور مقایسه بین میانگین نمرات بیش اعتمادی در مردان و زنان، تفاوت میانگین مشاهده شده در نمرات سوگیری و نمرات برایر مردان و زنان به لحاظ آماری معنادار نیست (577/0=P و 558/0 t=). نتیجه گیری: نتیجه نشان داد همه آزمودنی های این پژوهش بیش اعتماد هستند. در بین گروه زنان و مردان هر چند میزان اطمینان تصمیم گیری مردان اندکی بالاتر از زنان مشاهده شد اما این تفاوت معنادار نبود.

 

نویسنده : S.Hani M.M ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٥/۳
    نظرات شما()   لینک

+ یادی از سایه سرم

چند روز پیش نسخه صحافی شده پایان نامه ام را به اساتید داور و راهنما و مشاور و به مسئول آموزش دانشگاه تحویل دادم.

پایان نامه ام را اینگونه تقدیم کردم:

تقدیم به

 او که همواره، تکیه بر خدا را در همه حال به من نشان می داد...

مرا می نگریست و با تبسم گرمش، مایه امید من می شد، اما نفهمیدم...

عاشقانه با من سخن می گفت و دوستم می داشت، اما نفهمیدم...

با آهنگ کلامش دردم را به جان خسته اش می خرید، اما نفهمیدم...

چه در کنار م، چه دور از من، تکیه گاهم بود، اما نفهمیدم...

او که اکنون چند روزیست می فهمم، که دیگر نیست...

آری... بابا ... جایش خالیست!

روحش شاد

اکنون که بیش از دو ماه از این واقعه دردناک می گذره باید بگم که بدترین تجربه طول عمرم رو داشتم با اینکه مرگ نزدیکان رو زیاد تجربه داشتم. روزی که جلسه دفاع رو حدود یک ماه گذشته تموم کردم واقعا احساس کردم جاش خالیه که بهش خبر بدم و اون هم برام دعا کنه...

خدا سایه پدر و مادر رو از سر بچه ها کم نکنه! خدا همه رفتگان رو غریق رحمت کنه!

نویسنده : S.Hani M.M ; ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۸
تگ ها: فوت پدر
    نظرات شما()   لینک

+ پایان نامه

با عرض سلام خدمت همه دوستان و بازدید کنندگان محترم وبلاگ.

در حال حاضر پژوهشی با عنوان (بررسی تفاوت اطمینان در تصمیم گیری در مردان و زنان), به عنوان پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد اینجانب در حال انجام است.

با توجه به اینکه ابزار این پژوهش به شکل پرسشنامه طراحی شده است و توسط پرسشگران در اختیار عده ای از دوستان دانشجو در شهر تهران قرار گرفته است, به اطلاع شرکت کنندگان در این طرح که علاقمند به آگاهی از نتایج آن هستند عرض می کنم که به محض اتمام کار و آماده شدن نتایج میتوانند در همین وبلاگ مشاهده نمایند.

باز هم از همه عزیزان, بخصوص شرکت کنندگان در این کار, ممنون و متشکرم.

سیدهانی موسوی

نویسنده : S.Hani M.M ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٤
    نظرات شما()   لینک

+ اصطلاح شناسی علوم

این واژه ها از طرف استاد بزرگوار ما سرکار خانم دکتر خرمی (استاد درس متدولوژی) به دانشجویان داده شد تا توضیح و شرح آنها رو بدست بیاورند.

گویا هدف ایشان هم آشنایی ما با واژگان فنی علوم و علاوه بر آن قدرت تمییز بین اصطلاحات و اسامی مشابه برخی علوم و آشنایی با تفاوتهای بعضاً دقیق آنها بود.

این ترمینولوژی خدمت شما تقدیم می شود:

 

In the name of GOD

 

·Neuroscience

1-The scientific disciplines concerned with the development, structure, function, chemistry, pharmacology, clinical assessments and pathology of the nervous system.

2-the study of the brain and central nervous system, particularly their physical and biological attributes and their control of movement, behavior and learning.

* علم اعصاب

1-رشته علمی که با رشد، ساختار، کارکرد، شیمی، داروشناسی، سنجش بالینی و آسیب شناسی دستگاه عصبی در ارتباط است.

2- مطالعه مغز و دستگاه اعصاب مرکزی، بخصوص ویژگی های زیست شناختی و فیزیکی آنها و کنترل آنها بر حرکت، رفتار و یادگیری.

 

·Neuropsychology

1-Psychology based upon the study of the nervous system

2-The branch of psychology that deals with functional relationships between the nervous system, and cerebral or mental functions such as language, memory, attention and perception. (psychological-consult.com)

* روانشناسی عصبی(اعصاب)

1-     روانشناسی که مبتنی است بر مطالعه دستگاه عصبی.

2-     شاخه ای از روانشناسی که با روابط کارکردی بین دستگاه عصبی و کارکردهای ذهنی و مغزی همچون زبان، حافظه، توجه و ادراک در ارتباط است.

 

·Neuropsychiatry

1-the branch of medicine dealing with mental disorders attributable to diseases of the nervous system.(wordnet.princeton.edu)

2-neuropsychiatric - a branch of health science combining neurology and psychiatry.(ukhealthcare.uky.edu/patient)

* روانپزشکی عصبی(اعصاب)

1-     شاخه ای از پزشکی که به اختلالات ذهنی و قابل اسناد به اختلالات دستگاه عصبی می پردازد.

2-     شاخه ای از علم بهداشت که عصب شناسی و روانپزشکی را در هم آمیخته است.

 

·Cognitive science

1-is the study of thinking, knowing, and intellectual reaction; of the process of comprehending, judging, remembering, and reasoning; and of the acquisition, organisation, and uses of Knowledge. See also: Artificial intelligence, Concept.(www.quantum3.co.za)

2-The study of intelligence, embracing various academic disciplines: linguistics, experimental psychology, computer science, philosophy, neuroscience.(www.geocities.com/templarser/complexglos)

* علوم شناختی

1-     مطالعه تفکر، قوه دانش، و واکنش عقلی؛ مطالعه فرایند فهمیدن، قضاوت، به خاطرآوری، و استدلال؛ و مطالعه اکتساب، سازماندهی، وبکارگیری دانش.

2-     مطالعه هوش، دربردارنده رشته های گوناگون آموزشی؛ زبانشناسی، روانشناسی آزمایشی، علوم رایانه، فلسفه، و علم اعصاب.

 

·Cognitive neuroscience

1-The area of neuroscience that focuses on understanding perception, action, attention, memory, and language.(www.brainrepair.ca/glossary)

2-Cognitive neuroscience is an academic field concerned with the scientific study of biological mechanisms underlying cognition, with a specific focus on the neural substrates of mental processes and their behavioral manifestations. (wikipedia)

* علم اعصاب شناختی

1-     حوزه ای از علم اعصاب که بر فهم ادراک، کنش، توجه، حافظه، و زبان متمرکز است.

2-     یک رشته آموزشی که با مطالعه علمی سازوکارهای زیست شناختی زیربنایی شناخت، با تمرکز خاص بر لایه های عصبی فرایند ذهنی و جلوه های رفتاری آنها سروکار دارد.

 

·Neurophysiology

1-Neurophysiology is a part of physiology. Neurophysiology is the study of nervous system function. Primarily, it is connected with neurobiology, psychology, neurology, clinical neurophysiology, electrophysiology, ethology, neuroanatomy, cognitive science and other brain sciences.(wiki)

* فیزیولوژی عصبی(اعصاب)

1- بخشی از فیزیولوژی. مطالعه کارکرد دستگاه عصبی. اصولاً با زیست شناسی عصبی، روانشناسی، عصب شناسی، فیزیولوژی عصبی بالینی، الکتروفیزیولوژی، کردارشناسی، کالبدشناسی اعصاب، علوم شناختی و دیگر علوم مغزی سروکار دارد.

 

·Neuropharmachology

1-Neuropharmacology is concerned with drug-induced changes in the functioning of cells in the nervous system. (wikipedia)

* داروشناسی عصبی(اعصاب)

1- این رشته با تغییرات دارو- منشأ در کارکرد یاخته های دستگاه عصبی سروکاردارد.

 

·Linguistic

1-linguistics - the study of the nature and structure of language and languages.(webhost.bridgew.edu/m3franklin/glossaryofterm)

2-The scientific study of language, which may be undertaken from many different aspects, for example, sounds (phonetics) or structures of words (morphology) or meanings (semantics).(library.ahima.org)

* زبانشناسی

1-     مطالعه ماهیت و ساختار زبان و زبانها.

2-     مطالعه علمی زبان، که از جنبه های متفاوتی قابل اجراست، مثلا، صداها (آواشناسی یا فونتیک) یا ساختار کلمات (شکل شناسی یا مورفولوژی) یا معانی (معناشناسی).

 

·Social psychology

1-the branch of psychology that studies persons and their relationships with others and with groups and with society as a whole. (wordnet.princeton.edu)

2-Social Psychology is the science that studies individual beliefs, attitudes, and behaviors in settings where other people are present (or merely implied or imagined--which makes the definition pretty broad). Notice the focus is quite different from sociology, where groups of people are studied, but closer to psychology, where individuals are studied. The focus of social psychology is the individual within the group. As such, it is an ideal venue for studying those forces that change humans-- their beliefs, their attitudes, and their behaviors.(www.workingpsychology.com)

* روانشناسی اجتماعی

1-     شاخه ای از روانشناسی که افراد و ارتباطاتشان را با دیگران و با گروهها و با اجتماع به طور کلی مطالعه می کند.

2-     علمی است که به بررسی باورها، نگرش ها، و رفتارهای افراد را در زمینه (محیط) هایی که افراد دیگر حضور دارند (یا صرفا مورد اشاره واقع یا تصور می شوند—که تعریف را تاحدی عریض می کند) می پردازد. توجه داشته باشید که این تمرکز کاملا از جامعه شناسی، که گروهی از مردم را مورد مطالعه قرار می دهد، متفاوت گشته و به روانشناسی، که افراد را مورد مطالعه قرار می دهد نزدیکتر می شود. تمرکز روانشناسی اجتماعی، افراد در گروه هستند. همچنین، یک آغاز ایده ال برای مطالعه نیروهایی است که انسان(باورهای او، نگرش های او، و رفتارهایش) را تغییر می دهد.

 

·Anthropology

1-the social science that studies the origins and social relationships of human beings. (wordnet.princeton.edu)

2-The study of human beings, in particular the study of their physical character, evolutionary history, racial classification, historical and present-day geographic distribution, group relationships, and cultural history. Anthropology can be characterized as the naturalistic description and interpretation of the diverse peoples of the world.(http://www.minakatakumagusu-kinenkan.jp/english/kumagusu/word/word.htm)

* انسان شناسی

1- یکی از علوم اجتماعی که ریشه و ارتباطات اجتماعی بشر را مورد مطالعه قرار می دهد.

2- مطالعه انسانها، به ویژه مطالعه خصوصیات فیزیکی ، تاریخچه تحول، طبقه بندی نژادی، توزیع جغرافیایی تاریخی و حال حاضر، ارتباطات گروهی، و تاریخ فرهنگی آنها. انسان شناسی می تواند بعنوان توصیف و تفسیر طبیعی مردمان گوناگون جهان مشخص شود.

 

·Sociology

1-the study and classification of human societies. (wordnet.princeton.edu)

2-The study of society human social interaction , and the rules and processes that bind and separate people not only as individuals, but as members of associations, groups, and institutions. (wictionary)

* جامعه شناسی

1- مطالعه و طبقه بندی جوامع انسانی.

2- مطالعه اجتماع، تعامل اجتماعی انسانی، و اصول و فرایند هایی که مردم را نه تنها بعنوان افراد بلکه بعنوان اعضای انجمن ها، گروهها، و مؤسسات با هم پیوند زده یا تفکیک می کند.

 

·Social neuroscience

1-is an interdisciplinary field devoted to understanding how biological systems implement social processes and behavior, and to using biological concepts and methods to inform and refine theories of social processes and behavior.(wikipedia)

* علوم اعصاب اجتماعی

1- یک میان رشته است که به فهم چگونگی انجام رفتار و فرایند های اجتماعی توسط دستگاه های زیستی، و نیز برای بکارگیری مفاهیم و روش های زیست شناختی برای بیان و بازتعریف اصول علمی نظری رفتار و فرایندهای اجتماعی اختصاص یافته.

 

·Neurobiology

1-the branch of biology that deals with the anatomy and physiology and pathology of the nervous system. (wordnet.princeton.edu)

2-The scientific study of nerve and brain function in animals. (en.wiktionary.org)

* زیست شناسی عصبی

1- شاخه ای از زیست شناسی که با کالبدشناسی و فیزیولوژی و آسیب شناسی دستگاه عصبی در ارتباط است.

2- مطالعه علمی عصب و کارکرد مغز در حیوانات.

 

·Neurobehavioral

1-Of or pertaining to the assessment of a person's neurological state by observation of his behavior. (wikipedia)

* رفتاری عصبی

1- مربوط یا وابسته به ارزیابی حالت عصب شناختی یک فرد با مشاهده رفتار او.

 

·Psychophysics

1-the branch of psychology concerned with quantitative relations between physical stimuli and their psychological effects. (wordnet.princeton.edu)

2-Research method that uses self-reported limits to determine maximum allowable loads or forces.(www.shellfishohs.ca)

* روان-فیزیک(پسیکوفیزیک)

1- شاخه ای از روانشناسی که به ارتباطات کیفی بین محرک های جسمانی و پاسخ های روانشناختی آنها می پردازد.

2- روش پژوهشی که گزارش شخصی محدود را برای تعیین حداکثر بار یا نیروهای مجاز به کار می برد.

 

·Psychiatry

1-The branch of medicine that subjectively diagnoses, treats, and studies mental illness and behavioural conditions.(en.wiktionary.org)

2-The branch of medicine that deals with identifying, studying, and treating mental, emotional, and behavioral disorders.(science-education.nih.gov)

* روانپزشکی

1- شاخه ای از پزشکی که بگونه غیر عینی به تشخیص، درمان، و مطالعه بیماری های روانی و حالات رفتاری می پردازد.

2- شاخه ای از پزشکی که با تشخیص، مطالعه، و درمان اختلالات روانی، هیجانی و رفتاری سروکار دارد.

 

·Psychology

1-The study of the human mind; The study of the human behavior; The study of animal behavior; The mental characteristics of a particular individual. (en.wiktionary.org)

2-The study of the mind and its processes.(www.coolnurse.com)

* روانشناسی

1- مطالعه ذهن انسان؛ مطالعه رفتار انسان، مطالعه رفتار حیوان، خصوصیات روانی یک فرد بخصوص.

2- مطالعه ذهن و فرایند های آن.

 

·Folk psychology

1-(also known as common sense psychology, naïve psychology or vernacular psychology) is the set of assumptions, constructs, and convictions that makes up the everyday language in which people discuss human psychology. Folk psychology embraces everyday concepts like “beliefs”, "desires”, “fear”, and “hope".(wikipedia)

* روانشناسی قومی

1- (روانشناسی عرفی، روانشناسی بومی) عبارت است از یک سری از مفروضات، سازه ها، و اعتقادات که به واسطه آن مردم در زبان روزمره خود درباره روانشناسی آدمی بحث می کنند. روانشناسی قومی دربردارنده مفاهیم روزمره ای همچون "باورها"، "امیال"، "ترس"، و "امید" است.

 

·Clinical psychology

1-the branch of psychology concerned with the treatment of abnormal mentation and behavior. (wordnet.princeton.edu)

2-is a field of psychology that focuses on diagnosis and treatment of psychological disorders.(academics.tjhsst.edu)

* روانشناسی بالینی

1- شاخه ای از روانشناسی که با درمان رفتار و روان ناسازگار سروکار دارد.

2- یک گرایش از روانشناسی است که متمرکز است بر تشخیص و درمان اختلالات روانشناختی.

 

·Computational neuroscience

1-Computational neuroscience is an interdisciplinary science that links the diverse fields of neuroscience, cognitive science, electrical  engineering ,computer science , physics  and mathematics.(wikipedia)

* علوم اعصاب کامپیوتری

1- یک علم میان رشته ای که رشته های گوناگون علوم اعصاب، علوم شناختی، مهندسی الکتریکی، علوم کامپیوتری، فیزیک و ریاضیات را به هم پیوند می دهد.

 

·Artificial intelligence

1-A branch of computer science whose goal is the design of machines that have attributes associated with human intelligence, such as learning, reasoning, vision, understanding speech, and, ultimately, consciousness.(www.geocities.com/templarser/complexglos.html )

2-Artificial intelligence (AI) is both the intelligence of machines and the branch of computer science which aims to create it.(wiki)

* هوش مصنوعی

1- شاخه ای از علوم کامپیوتر که هدفش طراحی ماشینی است که مشخصات و خصوصیاتی همپیوند با هوش انسان داشته باشد، خصوصیاتی همچون یادگیری، استدلال، بینایی، فهم گفتار، و سرانجام، هشیاری.

2- هوش مصنوعی به معنای هوش ماشینی و شاخه ای از علوم کامپیوتر که در صدد ساخت آن است.

 

·Developemental psychology

1-the branch of psychology that studies the social and mental development of children.(wordnet.princeton.edu)

2-is a field of psychology that examines the impact of maturational processes and experience on behavior.(academics.tjhsst.edu)

* روانشناسی رشد

1- شاخه ای از روانشناسی که مطالعه می کند رشد اجتماعی و ذهنی کودکان را.

2- رشته ای از روانشناسی که اثر فرایند های طبیعی و تجربه را بر رفتار می آزماید.

 

·Neurolinguistic

1-the branch of linguistics that studies the relation between language and the structure and function of the nervous system. (wordnet.princeton.edu)

2-A communication model of behavior and therapy based on human channels of perceiving, and processing information.(www.childrenwithchallenges.net)

3-Neurolinguistics is the study of the neural  mechanisms in the human brain  that control the comprehension, production, and acquisition of language. (wikipedia)

* زبانشناسی اعصاب(عصبی)

1- شاخه ای از زبانشناسی که رابطه بین زبان و ساختار و کارکرد دستگاه عصبی را مطالعه می کند.

2- یک الگوی ارتباطی از رفتار و درمان که مبتنی است بر کانال های دریافت، و پردازش اطلاعات انسان.

3- مطالعه سازوکارهای عصبی در مغز انسان که دریافت، تولید، و اکتساب زبان را مهار می کند.

 

·Reductionist

1-reductionism - a theory that all complex systems can be completely understood in terms of their components

 - the analysis of complex things into simpler constituents (wordnet.princeton.edu)

2-an approach to studying complex systems or ideas by reducing them to a set of simpler components.

-(in philosophy) any of several theories holding that complex systems or ideas can always be reduced  to a set of simpler components.(wiktionary)

* کاهشگر

1- کاهشگری-نطریه ای که طبق آن همه دستگاههای پیچیده برحسب اجزای خود کاملا قابل درک و فهم هستند.

- تحلیل چیزهای پیچیده به اجزای ساده.

2- رویکردی نسبت به مطالعه سیستم ها یا ایده های پیچیده با کاهش آنها به یک سری اجزاء ساده تر.

-(در فلسفه) هر یک از نظریات گوناگونی که معتقد باشند اندیشه ها یا سامانه های پیچیده همیشه قابل کاهش به یک سری اجزای ساده تر هستند.

 

S.H.Mousavi

 

نویسنده : S.Hani M.M ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٢
    نظرات شما()   لینک