psychologist-student


+ مهارت بین فردی در نهج البلاغه

 

مهارت بین فردی

با گذری به کلام امیرالمؤمنین
در


نهج البلاغه

 

زیر نظر

استاد:
دکتر بحرینیان


 
سازمان جهانی بهداشت در سال 1993 در راستای پاسخگویی به نیازهای مهارتی افراد و در جهت پیشگیری اولیه از آسیب های روانی در جهان مهارت های ده گانه ای را تدوین نمود. این مهارت ها شامل؛ مهارت خود آگاهی، مهارت همدلی، مهارت بین فردی، مهارت حل مسأله، مهارت تفکّر خلاق، مهارت مقابله با هیجانات، مهارت تصمیم گیری، مهارت تفکر انتقادی، مهارت مقابله با استرس، و مهارت ارتباط مؤثر می باشد. نیاز واقعی تدوین این مهارت ها از آنجا ناشی می شود که به دنبال صنعتی شدن جوامع گسترش تکنولوژی پیشرفته، توسه اقتصاد و ایجاد رفاه اجتماعی و ارتقاء سطح مادی زندگی، افراد از رفاه بیشتری برخوردار شدند و در عین حال که اوقات فراغتشان رو به گسترش گذاشت، زندگی روز به روز پیچیده تر شد، ارتباطات گسترش یافت و تنوع ارتباطات انسانها و تعاملات آنان با نهاد های مختلف رو به فزونی گذاشت و این در حالی بود که انسان ها هنوز مهارت رویارویی با این پیچیدگی ها و تعارضات ناشی از آن را کسب نکرده بودند.
در جامعه ما نیز وضعیت به همین شکل است. اگرچه کشور ما به دلیل پایبندی بیشتر به سنت ها و اعتقادات، کمتر در این میان دچار آسیب شد، ولی از یک سو با کمرنگ تر شدن اعتقادات و از سوی دیگر با هجمه فناوری های جدید ارتباطی و فرهنگ های مختلف برون مرزی و گرفتاری های مختلف کاری و روزمره، ضرورت فراگیری این مهارت ها به خوبی قابل مشاهده است.
ما با نگاهی اجمالی به این ده مهارت که توسط سازمان جهانی بهداشت تدوین و معرفی شده است، و کمترین آشنایی با فرهنگ اصیل اسلامی متوجه خواهیم شد که این مهارت ها چیزی بیش از آنچه بزرگان فرهنگی و مذهبی ما در طول تاریخ به صورت توصیه، پند، اندرز و ... بیان کرده اند نیست. تنها تفاوت ممکن است در این باشد که مطالب دانشمندان غربی به زبان بسیار ساده و سطحی تر و با عمق و غنای کمتری برای بشر امروزی تدوین شده و در مقابل گفتار بزرگان ما، دارای عمق و غنا و پختگی بیشتر است و همچنین برای فهم تمام زوایای آن نیازمند تأمل و تدبر افزون تراست. بنابراین میتوانیم اینچنین مفاهیمی را به صورت عمیق تر و با اطمینان بیشتر به سرچشمه آنها (که همانا خداوند متعال است) در متون اسلامی خود بیابیم. اکنون وظیفه اهل علم و دانش و معرفت است که این معانی ناب و اصیل را از متون استخراج و به زبان روز ارائه کنند.
بعد از قرآن کریم که کلام بی واسطه خداوند متعال با انسان هاست، گفتار و کردار پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع)، مهمترین منبع دریافت مطالب و برنامه های مختلف زندگی از سوی خداوند متعال است. در این میان کتاب شریف نهج البلاغه که مجموعه ای از نامه ها، خطبه ها و سخنان نغز و حکمت آمیز امیر مؤمنان علی (ع) است، از جایگاه بسیار ارزنده و والایی برخوردار می باشد.
مهارت بین فردی یکی از مهارت های ده گانه ای است که سازمان جهانی بهداشت در سال 1993 تدوین نمود. این مهارت، شامل زیر مهارت های دیگری است که عبارتند از: علاقه داشتن به دیگران، تحمل افراد مختلف، رفتار بین فردی همراه با پرخاشگری کمتر،دوست داشتنی تر شدن (دوستیابی) و احترام قائل شدن برای دیگران می باشد.
 ما در این کار بسیار کوچک با عنایت به کمبود وقت و گستردگی موضوع، بنا داریم تنها برخی از این زیر مجموعه های مهارت بین فردی یعنی دوستیابی را در بخشی از کلام امیر المؤمنین در نهج البلاغه، به صورت فهرست وار و نه استدلالی ذکر کنیم.
به امید آنکه کمترین برداشت از این نوشته آن باشد که بدانیم و باور کنیم، این مفاهیم به ظاهر جدید و تازه، چیزی نیستند جز ساخته و پرداخته ذهن دانشمندان غربی، بلکه نکاتی هستند که بسیاری از آنها را بزرگان دینی ما هزاران سال پیش از این گفته و بدان عمل کرده اند.

 

مهارت های ده گانه زندگی


مهارت بین فردی

چنانچه میدانید کتاب شریف نهج البلاغه نه تمام بلکه بخشی از سخنان و مطالب مربوط به حضرت علی (ع) می باشد و تمام سخنان و خطبه ها و نامه هایی که امیرالمؤمنین در آن دوره خطاب به  مردم ایراد فرموده است تنها بخشی از اقیانوس بی کران علم و دانشی است که خداوند متعال در وجود شریف آن حضرت نهاده بود. با اینهمه با نگاهی گذرا و نه چندان عمیق به آنچه در کتاب نهج البلاغه آمده است، به مفاهیم و مضامین بسیار متنوع و در زمینه های مختلف برمیخوریم که بخشی از آن مربوط به امور اخلاقی و اجتماعی است.
مطالبی که در نگاه اول به روابط بین فردی و دوستیابی پرداخته اند را به چند بخش می توان تقسیم نمود. برخی از این موضوعات عبارت اند از سخنانی که امیر المؤمنین در باب اصل دوستی و اهمیت آن بیان فرموده اند، قسمتی در مورد اینکه با چه کسی دوست شویم می باشد و بخشی مربوط است به روابط بین فردی و طرز برخورد و جذب دوستان است.

1-اهمیت دوستی:
در این کلمات و سخنان، حضرت امیر (ع) به بیان اهمیت اصل دوستی و دوستیابی و از دست ندادن آن پرداخته اند.


وَ قَالَ [علیه السلام] أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اکْتِسَابِ الْإِخْوَانِ وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ  .
و (درود خدا بر او) ، فرمود : ناتوان ترین مردم کسى است که در دوست یابى ناتوان است ، و از او ناتوان تر آن که دوستان خود را از دست بدهد.


وَ قَالَ [علیه السلام] فَقْدُ الْأَحِبَّةِ غُرْبَةٌ  .
و (درود خدا بر او) ، فرمود : از دست دادن دوستان غربت است .


وَ قَالَ [علیه السلام] التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ .
(درود خدا بر او) ، فرمود : دوستى کردن نیمى از خردمندى است.


 وَ قَالَ [علیه السلام] مَوَدَّةُ الْآبَاءِ قَرَابَةٌ بَیْنَ الْأَبْنَاءِ وَ الْقَرَابَةُ إِلَى الْمَوَدَّةِ أَحْوَجُ مِنَ الْمَوَدَّةِ إِلَى الْقَرَابَةِ .
و (درود خدا بر او)، فرمود: دوستى میان پدران ، سبب خویشاوندى فرزندان است. خویشاوندى به دوستى نیازمندتر است از دوستى به خویشاوندی.

2-با چه کسی دوست شویم:
برخی از سخنان حضرت، در مورد این است که با چه کسانی دوست شویم و یا ویژگی های یک دوست چیست.


وَ قَالَ [علیه السلام] لَا تَصْحَبِ الْمَائِقَ فَإِنَّهُ یُزَیِّنُ لَکَ فِعْلَهُ وَ یَوَدُّ أَنْ تَکُونَ مِثْلَهُ  .
و (درود خدا بر او) ، فرمود: همنشین بى خرد مباش، که کار زشت را زیبا جلوه داده ، دوست دارد تو همانند او باشی.


وَ قَالَ [علیه السلام] لِابْنِهِ الْحَسَنِ [علیه السلام] یَا بُنَیَّ احْفَظْ عَنِّى أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً لَا یَضُرُّکَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ وَ أَکْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ وَ أَکْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ یَا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَنْفَعَکَ فَیَضُرَّکَ وَ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِیلِ فَإِنَّهُ یَقْعُدُ عَنْکَ أَحْوَجَ مَا تَکُونُ إِلَیْهِ وَ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ فَإِنَّهُ یَبِیعُکَ بِالتَّافِهِ وَ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْکَذَّابِ فَإِنَّهُ کَالسَّرَابِ یُقَرِّبُ عَلَیْکَ الْبَعِیدَ وَ یُبَعِّدُ عَلَیْکَ الْقَرِیبَ  .
به فرزندش امام حسن [علیه السلام] فرمود : پسرم ! چهار چیز از من یادگیر (در خوبى ها )، و چهار چیز به خاطر بسپار (هشدارها)، که تا به آن ها عمل مى کنى زیان نبینی:
الف ـ خوبى ها
 1ـ همانا ارزشمند ترین بى نیازى عقل است.
 2 ـ و بزرگ ترین فقر بى خردى است.
 3 ـ و ترسناک ترین تنهایى خود پسندى است.
 4 ـ و گرامى ترین ارزش خانوادگى ، اخلاق نیکوست.
ب ـ هشدار ها
 1ـ پسرم! از دوستى با احمق بپرهیز ، چرا که مى خواهد به تو نفعى رساند اما دچار زیانت مى کند.
 2ـ از دوستى با بخیل بپرهیز، زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز دارى از تو دریغ مى دارد.
 3ـ و از دوستى با بدکار بپرهیز، که با اندک بهایى تو را مى فروشد.
 4ـ و از دوستى با دروغگو بپرهیز که به سراب ماند: دور را به تو نزدیک ، و نزدیک را دور مى نمایاند.


قَالَ [علیه السلام] لَا یَکُونُ الصَّدِیقُ صَدِیقاً حَتَّى یَحْفَظَ أَخَاهُ فِى ثَلَاثٍ فِى نَکْبَتِهِ وَ غَیْبَتِهِ وَ وَفَاتِهِ.
(درود خدا بر او) ، فرمود : دوست ، دوست نیست مگر آن که حقوق برادرش را در سه جایگاه نگهبان باشد : در روزگار گرفتارى ، آن هنگام که حضور ندارد ، و پس از مرگ.


وَ قَالَ [علیه السلام] أَصْدِقَاؤُکَ ثَلَاثَةٌ وَ أَعْدَاؤُکَ ثَلَاثَةٌ فَأَصْدِقَاؤُکَ صَدِیقُکَ وَ صَدِیقُ صَدِیقِکَ وَ عَدُوُّ عَدُوِّکَ وَ أَعْدَاؤُکَ عَدُوُّکَ وَ عَدُوُّ صَدِیقِکَ وَ صَدِیقُ عَدُوِّکَ .
و (درود خدا بر او) ، فرمود: دوستان تو سه گروهند، و دشمنان تو نیز سه دسته اند؛ اما دوستانت : دوست تو و دوستِ دوست تو ، و دشمنِ دشمن تو است، و اما دشمنانت : دشمن تو ، و دشمن دوست تو ، و دوست دشمن تو است.

3- روابط بین افراد:
قسمت دیگری از گفتار امیرالمؤمنین (ع) در مورد آن است که چگونه با با رفتار خود دیگران را جذب کنیم و نیزچگونه با دوستان، افراد و دیگران برخورد داشته باشیم.


وَ قَالَ [علیه السلام] عَاتِبْ أَخَاکَ بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِ وَ ارْدُدْ شَرَّهُ بِالْإِنْعَامِ عَلَیْهِ .
و (درود خدا بر او) ، فرمود : برادرت را با احسانى که در حق او مى کنى سرزنش کن ، و شر او را با بخشش بازگردان.


وقال [علیه السلام]: حسدُ الصَّدیقِ مِن سُقمِ المَوَدَّه.
و (درود خدا بر او باد) فرمود: حسادت بر دوست، از آفات دوستی است.

وَ قَالَ [علیه السلام] خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَکَوْا عَلَیْکُمْ وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَیْکُم.
و درود خدا بر او ، فرمود : با مردم آن گونه معاشرت کنید ، که اگر مْردید بر شما اشک ریزند، و اگر زنده ماندید ، با اشتیاق سوى شما آیند.

وَ قَالَ [علیه السلام] قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِیَّةٌ فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَیْهِ .
و درود خدا بر او ، فرمود : دل هاى مردم گریزان است ، به کسى روى آورند که خوشرویى کند .

وَ قَالَ [علیه السلام] إِذَا حُیِّیتَ بِتَحِیَّةٍ فَحَیِّ بِأَحْسَنَ مِنْهَا وَ إِذَا أُسْدِیَتْ إِلَیْکَ یَدٌ فَکَافِئْهَا بِمَا یُرْبِى عَلَیْهَا وَ الْفَضْلُ مَعَ ذَلِکَ لِلْبَادِئِ .
و درود خدا بر او ، فرمود : چون تو را ستودند ، بهتر از آنان ستایش کن ، و چون به تو احسان کردند ، بیشتر از آن ببخش ، به هر حال پاداشِ بیشتر از آنِ آغاز کننده است .

وَ قَالَ [علیه السلام] أَحْبِبْ حَبِیبَکَ هَوْناً مَا عَسَى أَنْ یَکُونَ بَغِیضَکَ یَوْماً مَا وَ أَبْغِضْ بَغِیضَکَ هَوْناً مَا عَسَى أَنْ یَکُونَ حَبِیبَکَ یَوْماً مَا .
و درود خدا بر او ، فرمود: در دوستى با دوست مدارا کن، شاید روزى دشمن تو گردد، و در دشمنى با دشمن نیز مدارا کن ، زیرا شاید روزى دوست تو گردد.


و قال علیه السلام: زهدُک فی راغِبٍ فیکَ نُقصانُ حَظٍّ، و رَغبَتُکَ فی زاهدٍ فِیکَ ذٌلُّ نفسٍ.
دوری تو از آن کس که خواهان تو است نشانه کمبود بهره تو در دوستی است، و گرایش تو به آن کس که تو را نخواهد، سبب خواری تو است.


و قال علیه السلام: اِذا احتَشَمَ المؤمنُ اَخاهُ فقد فارَقَهُ.
وقتی مؤمن برادرش را به خشم آورد، به یقین از او جدا شده است.

 بخشی از نامه امام (ع) به فرزندش امام حسن (ع) وقتی از جنگ صفین بازمی گشت در سال 38 هجری :


اِحْمِلْ نَفْسَکَ مِنْ أَخِیکَ عِنْدَ صَرْمِهِ عَلَى اَلصِّلَةِ وَ عِنْدَ صُدُودِهِ عَلَى اَللَّطَفِ وَ اَلْمُقَارَبَةِ وَ عِنْدَ جُمُودِهِ عَلَى اَلْبَذْلِ وَ عِنْدَ تَبَاعُدِهِ عَلَى اَلدُّنُوِّ وَ عِنْدَ شِدَّتِهِ عَلَى اَللِّینِ وَ عِنْدَ جُرْمِهِ عَلَى اَلْعُذْرِ حَتَّى کَأَنَّکَ لَهُ عَبْدٌ وَ کَأَنَّهُ ذُو نِعْمَةٍ عَلَیْکَ وَ إِیَّاکَ أَنْ تَضَعَ ذَلِکَ فِی غَیْرِ مَوْضِعِهِ أَوْ أَنْ تَفْعَلَهُ بِغَیْرِ أَهْلِهِ لاَ تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَدِیقِکَ صَدِیقاً فَتُعَادِیَ صَدِیقَکَ وَ اِمْحَضْ أَخَاکَ اَلنَّصِیحَةَ حَسَنَةً کَانَتْ أَوْ قَبِیحَةً وَ تَجَرَّعِ اَلْغَیْظَ فَإِنِّی لَمْ أَرَ جُرْعَةً أَحْلَى مِنْهَا عَاقِبَةً وَ لاَ أَلَذَّ مَغَبَّةً وَ لِنْ لِمَنْ غَالَظَکَ فَإِنَّهُ یُوشِکُ أَنْ یَلِینَ لَکَ وَ خُذْ عَلَى عَدُوِّکَ بِالْفَضْلِ فَإِنَّهُ أَحْلَى اَلظَّفَرَیْنِ وَ إِنْ أَرَدْتَ قَطِیعَةَ أَخِیکَ فَاسْتَبْقِ لَهُ مِنْ نَفْسِکَ بَقِیَّةً یَرْجِعُ إِلَیْهَا إِنْ بَدَا لَهُ ذَلِکَ یَوْماً مَا وَ مَنْ ظَنَّ بِکَ خَیْراً فَصَدِّقْ ظَنَّهُ وَ لاَ تُضِیعَنَّ حَقَّ أَخِیکَ اِتِّکَالاً عَلَى مَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ فَإِنَّهُ لَیْسَ لَکَ بِأَخٍ مَنْ أَضَعْتَ حَقَّهُ وَ لاَ یَکُنْ أَهْلُکَ أَشْقَى اَلْخَلْقِ بِکَ وَ لاَ تَرْغَبَنَّ فِیمَنْ زَهِدَ عَنْکَ وَ لاَ یَکُونَنَّ أَخُوکَ أَقْوَى عَلَى قَطِیعَتِکَ مِنْکَ عَلَى صِلَتِهِ وَ لاَ تَکُونَنَّ عَلَى اَلْإِسَاءَةِ أَقْوَى مِنْکَ عَلَى اَلْإِحْسَانِ وَ لاَ یَکْبُرَنَّ عَلَیْکَ ظُلْمُ مَنْ ظَلَمَکَ فَإِنَّهُ یَسْعَى فِی مَضَرَّتِهِ وَ نَفْعِکَ وَ لَیْسَ جَزَاءُ مَنْ سَرَّکَ أَنْ تَسُوءَهُ


اگر دوستت پیوند از تو گسست ، تو پیوند دوستی را برقرار کن و چون از تو رخ برتافت تو به لطف پیوند روى آور و چون بخل ورزید ، تو دست بخشش بگشاى و چون دورى گزید ، تو نزدیک شو و چون درشتى نمود ، تو نرمى پیش آر و چون مرتکب خطایى شد ، عذرش را بپذیر ، آنسان ، که گویى تو بنده او هستى و او ولى نعمت تو . ولى مباد که اینها نه به جاى خود کنى یا با نااهلان نیکى کنى . دشمن دوست را دوست خود مشمار که سبب دشمنى تو با دوست گردد .
وقتى که برادرت را اندرز مى ‏دهى چه نیک و چه ناهنجار ، سخن از سر اخلاص گوى و خشم خود اندک اندک فرو خور که من به شیرینى آن شربتى ننوشیده‏ام و پایانى گواراتر از آن ندیده ‏ام .
با آنکه ، با تو درشتى کند ، نرمى نماى تا او نیز با تو نرمى کند . با دشمن خود احسان کن که آن شیرینترین دو پیروزى است ، انتقام و گذشت . اگر از دوست خود گسستن خواهى ، جایى براى آشتى بگذار که اگر روزى بازگشتن خواهد ، تواند . اگر کسى درباره تو گمان نیک برد ، تو نیز با کارهاى نیک خود گمانش را به حقیقت پیوند .
به اعتمادى که میان شماست ، حق دوستت را ضایع مکن ، زیرا کسى که حق او را ضایع کنى ، دیگر دوست تو نخواهد بود . با کسانت چنان کن که بى‏بهره‏ترین مردم از تو نباشند.
با کسى که از تو دورى مى ‏جوید ، دوستى مکن . و نباید دوست تو در گسستن پیوند دوستى ، دلیلى استوارتر از تو در پیوند دوستى داشته باشد . و نباید انگیزه ‏اش در بدى کردن به تو از نیکى کردن به تو بیشتر باشد . ستم آنکه بر تو ستم روا مى ‏دارد در چشمت بزرگ نیاید ، زیرا در زیان تو و سود خود مى ‏کوشد . پاداش کسى که تو را شادمان مى ‏سازد ، بدى ‏کردن به او نیست .

سید هانی موسوی
دیماه 1384

نویسنده : S.Hani M.M ; ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٤
    نظرات شما()   لینک