psychologist-student


+ زیست روانشناسی استرس و بیماری-6


(17/6) اختلالات اضطرابی


 اضطراب - ترسى مزمن که علیرغم وجود یک تهدید مستقیم، خودنمایى مى‏کند - یک ملازم عمومى روانى براى استرس(تنیدگى) است. اضطراب اگر برانگیزاننده مؤثرى براى کنار آمدن با رفتار باشد، چیز مناسبى است؛ اما اگر آنقدر سخت و طاقت فرسا شود که عملکردهاى طبیعى را از هم بگسلد، با عنوان اختلال اضطراب از آن یاد مى‏شود. تمام اختلالات اضطراب با احساسات اضطرابى(مثل: ترس، نگرانى، اندوهگینى) و با تنوع فیزیولوژیکى واکنش‏هاى تنیدگى(مثل: تپش قلب، پرتنشى(فشارخون بالا)، تهوع، تنگى نفس، اختلالات خواب و بالا بودن سطح گلوکوکورتیکوئید) مرتبط است. در میان تمامى اختلالات روانپزشکى، شایع‏ترین آن‏ها اختلالات اضطراب مى‏باشد، به عنوان مثال در بریتانیاى کبیر در هر سال از هر 5 زن یک نفر و از هر 10 مرد یک نفر معالجات ضداضطراب را دریافت مى‏کنند (دنبار، پررا و جنر 1989).
    چهار طبقه اصلى اختلالات اضطراب عبارتند از: اختلالات اضطراب منتشر، اختلالات اضطراب فوبیک، اختلالات هراس، و اختلالات وسواسى - جبرى. اختلالات اضطراب منتشر بوسیله پاسخ‏هاى استرسى و نهایت احساس اضطراب که در غیاب محرک‏هاى آشکارساز واضح رخ مى‏دهد، مشخص مى‏شود. اختلالات اضطراب فوبیک شبیه اختلالات اضطراب منتشر هستند الا اینکه آنها وقتى پدید مى‏آیند که فرد در معرض اشیاء خاصى(مثل: پرندگان، اسپیدرها ) یا موقعیت‏ها ویژه‏اى(مثل: ازدحام جمعیت، تاریکى) قرار بگیرد. اختلالات هراس بوسیله یورش‏هاى سریع و حملات غایت ترس و نشانه‏هاى شدید استرس مشخص مى‏شوند (مثل: خفه شدن، تپش قلب، کمى نفس)؛ آنها غالباً بصورت ترکیبى از اضطراب منتشر و اختلالات فوبیک مى‏باشند اما بصورت اختلالات مجزا و جداى از یکدیگر نیز رخ مى‏دهند. اختلالات وسواسى - جبرى بوسیله دورى و تکرارى بودن، غیرقابل جلوگیرى بودن، تولید اضطراب در افکار (وسوسه‏ها) و انگیزه‏ها (اجبارها) مشخص مى‏شوند. پاسخ به آنها - مثلاً شستن تکرارى دست‏ها بصورت اجبارى - یکى از معانى نابودکردن و بیهوده صرف‏کردن است که اضطراب با آنها مرتبط است.
 
 درمان دارویى اختلالات اضطراب
 دو دسته دارو بر اختلالات اضطراب مؤثرند: بنزودیازپین‏ها و آگونیست‏هاى سروتونین.

*بنزودیازپین‏ها
 بنزودیازپین‏ها مثل کلریازپکسید (لیبریوم) و دیازپام (والیوم) براى درمان اختلالات اضطراب از تجویز گسترده‏اى برخوردارند. آنها همچنین به عنوان هیپنوتیک (داروى خواب‏آور)، ضدتشنج و آرام‏بخش عضلانى هم تجویز مى‏شوند. در حقیقت بنزودیازپین‏ها داراى بیشترین تجویز در بین داروهاى روان‏گردان مى‏باشند، تقریباً 10% بزرگسالان در امریکاى شمالى به طور متداول این داروها را دریافت مى‏کنند. بنزودیازپین‏ها اثرات جانبى زیان‏آور متعددى دارند. تسکین‏دادن، ناهماهنگى حرکتى(آشفتگى ناگهانى موتور فعالیت)، رعشه، تهوع، اعتیاد، و یک واکنش ترک دارو که شامل برگشت و افزایش انعکاسى اضطراب مى‏شود.
    تأثیرات رفتارى بنزودیازپین‏ها تا حدى واسطه فعالیت آگونیستى آنها روى گیرنده‏هاى «GABA »مى‏باشد. بنزودیازپین‏ها توسط گیرنده‏هاى «GABA » را در محلى متفاوت با جایى که مولکول‏هاى «GABA » به وظایف خود از جمله بسته‏بندى مى‏پردازند، منظم کرده و بدین ترتیب کار بسته بندى و تنظیم گیرنده‏هاى مولکول‏های «GABA » افزایش مى‏یابد. گیرنده‏هاى «GABA » بصورت گسترده در سراسر مغز پخش شده‏اند.

*آگونیست‏هاى سروتونین
 باسپیرون داروى دیگرى است که براى درمان بالینى اختلالات اضطراب در دسترس است. بر خلاف بنزودیازپین‏ها باسپیرون یک آگونیست سروتونین است: آن بصورت انتخابى بر روى یک گیرنده سروتونین که نوعى گیرنده  5 - HTاست، عمل مى‏کند. مزیت اصلى باسپیرون این است که بدون برجاى گذاشتن ناهماهنگى حرکتى، آرامش عضلات، یا تسکین - که از اثرات جانبى عمومى بنزودیازپین‏ها است - خاصیت ضداضطراب دارد. به جرأت مى‏توان گفت که انتخابى بودن تأثیرات رفتارى آن قابل اسناد به الگوى اجبارى انتخابى آن است. آگونیست‏هاى دیگر سروتونین (مثل بازدارنده‏هاى اکسیداز تک‏آمین، داروهاى ضدافسردگى سه‏حلقه‏اى، و بازدارنده‏هاى انتخابى بازجذب سروتونین) هم تأثیرات ضداضطراب دارد.
 
 مدل‏هاى حیوانى اضطراب
 مدل‏هاى حیوانى اضطراب نقش مهمى را در مطالعه اضطراب و تشخیص مقدار توانایى داروهاى جدید ضداضطراب ایفا کرده‏اند(نگاه کنید:  گرین، 1991؛ تریت، 1985). به عنوان نمونه این مدل‏ها رفتار تدافعى حیوانات را شامل مى‏شود با این فرض که رفتار تدافعى بوسیله ترس برانگیخته مى‏شود و اینکه ترس و اضطراب حالاتى شبیه یکدیگرند. سه رفتار حیوانات که مدل اضطراب را تشکیل مى‏دهند عبارتند از: عملکرد ماز برافراشته، پنهان کردن تدافعى و سنجش ریسک.
    در آزمون ماز برافراشته، موش‏ها روى یک ماز چهارشاخه با شکل بعلاوه(+) قرار داشتند که آن ماز در 50 سانتیمترى زمین بود. دوشاخه از آن داراى کناره بود و دوتاى دیگر کناره نداشت. اندازه و مقدار اضطراب عبارت است از نسبت بین زمانى که موش‏ها در شاخه‏هاى بسته صرف مى‏کنند و زمانیکه به سوى شاخه‏هاى روباز خطر مى‏کنند (نگاه کنید:  پل لو و دیگران 1985).
    در آزمون پنهان کردن تدافعى. موش‏ها بوسیله یک سیم لفافه‏دار که بوسیله میخ چوبى روى دیوار (شبیه آزمونChamber) نصب  شده‏بود، شوک داده شدند. میزان اضطراب همان مقدار زمانى است که موش‏ها صرف مى‏کنند تا با حرکت‏ها و حملات سر و نوک پنجه‏هاى خود مواد داخلى رختخواب را از کف اتاقى که منبع شوک در آن قرار دارد به سوى بالا پرتاب کنند (نگاه کنید: تریت و دیگران 1993).
    در آزمون سنجش ریسک، بعد از نمایش دادن تصویر یک گربه بصورت کوتاه بر سیستم زیرزمینى یک آزمایشگاه، موش‏ها به سمت سوراخ‏ها گریختند و در آن‏جا بلوکه شدند. سپس قبل از آن‏که رفتارشان به حالت عادى باز گردد، آن‏ها را با رفتارهاى ریسک سنج متفاوتى درگیر نمودند (مثلاً تقطیع نماى دهانه سوراخ آن‏ها یا جستجوى نما در یک وضعیت مخاطره‏آمیز امتداد یافته) (نگاه کنید: بلانکارد و راجرز 1991 ؛ بلانکارد و دیگران 1990). میزان اضطراب عبارت است از مقدار زمانى که موش‏ها صرف بلوکه شدن و سنجش ریسک مى‏کنند.
    مدل‏هاى اضطراب ماز برافراشته، پنهان‏سازى تدافعى و سنجش ریسک، همگى بوسیله دلیل‏هایى اعتبار یافته‏اند که بنزودیازپین‏ها شاخصه‏هاى متعددى از اضطراب را در این مدل‏ها کاهش مى‏دهند در صورتى که داروهاى ضداضطرابى معمولاً این تأثیر را ندارند. بهر حال علیرغم این مدارک و شواهد مسأله بالقوه‏اى وجود دارد. مسأله بالقوه با این واقعیت روبرو است که بسیارى از نمونه‏هاى اضطراب، درمان بوسیله دیازپین را خوب نتیجه نمى‏دهد. بر این اساس مدل‏هاى حیوانى موجود اضطراب ممکن‏است نسبت به مدل‏هاى عمومى اضطراب، به بنزودیازپین‏ها حساس‏تر باشند و لذا این مدل‏ها ممکن‏است که نسبت به داروهاى ضداضطرابى (مثل: nonGABAergic) که با مکانیزم‏هاى متفاوتى عمل مى‏کنند، حساس نباشند. مثلاً در آزمون ماز برافراشته باسپیرون ضداضطراب غیرمعمولى تأثیر پویاى ضداضطراب ندارد.
 
 پایه‏هاى عصبى اختلالات اضطراب
 شبیه نظریه‏هاى جارى و شایع در پایه‏هاى عصبى اسکیزوفرنى و افسردگى، نظریه‏هاى رایج در پایه‏هاى عصبى اختلالات اضطراب هم به سختى بر تجزیه و تحلیل‏هاى تأثیرات دارو بر درمان تکیه دارد. این امر که بسیارى از داروهاى ضداضطراب یا آگونیست گیرنده‏هاى «GABA » هستند (مثل بنزودیازپین‏ها) و یا آگونیست گیرنده‏هاى سروتونین (مثل باسپیرون و پروزاک) توجهات را بر نقش ممکن عدم وجود هیچکدام از انتقالات سروتونین و «GABA » ، در اختلالات اضطراب متمرکز کرده‏است. اما براى پشتیبانى هر مکانیزمى کمى گواه و مدرک دیگر وجود دارد.
    تحقیقات اخیر درباره ساختار مغز که اختلالات اضطراب را در برگرفته، بر روى آمیگدال متمرکز شده‏است زیرا آمیگدال در ترس و رفتار تدافعى نقش محورى دارد (نگاه کنید: لدوکس، 1995). در تأیید اینکه آمیگدال متضمن اختلالات اضطراب است یافته‏هاى زیر بدست آمده‏است: آمیگدال تراکم زیادى از گیرنده‏هاى «GABA » را در خود جمع کرده‏است، تزریق موضعى بنزودیازپین‏ها در آمیگدال تأثیرات ضداضطراب را در آزمایشگاه حیوانات تولید مى‏کند، و تزریق موضعى آنتاگونیست‏هاى «GABA » در آمیگدال مى‏تواند تأثیرات ضداضطرابى تزریق عمومى بنزودیازپین‏ها را بلوکه کند (نگاه کنید دیوس، راینى، و کاسل، 1994).
    مطالعات تصاویر مغزى در موارد اختلال اضطراب، آسیب‏شناختى ساختى را بصورت واضح بیان نکرده‏است. در مقابل بسیارى از تغییرات کارکردى گزارش شده اما تاکنون هیچکدام مثل هم نبوده‏اند. (مثال: ویلسون،1998). یک مسأله محتمل این است که ممکن‏است مقدارهاى تشخیصى ناتمام و نارس به ناچار تصاویر ذهنى را تیره سازد، تصاویرى که از مشاهده موضوعات متعدد و بدست آوردن حد وسط آن‏ها بدست آمده‏اند. بنابراین بهترین اختراع اخیر در تکنولوژى تصویربردارى از مغز که اعتماد و تکیه به متوسطگیرى را کاهش داده‏است، مى‏تواند فقط بعد از چند سال فهم و درک ما را به پیشرفت قابل توجهى از اختلالات اضطراب(و دیگر اختلالات روان‏شناختى)هدایت کند.
 
 

 پایان

 این فصل با یک نگاه کلى و عمومى به برخى از تحقیقات اصلى و زودهنگام بر روى روان‏شناسى زیستى عواطف(1/17) قبل از تمرکز بر روى مطالعه ترس، دفاع و پرخاشگرى(2/17) شروع شد. سپس توجه و تمرکز مطالب به تماس منفى روى سلامت تنیدگى و اضطراب تغییر یافت، ابتدا اختلالات فیزیکى مثل زخم و عفونت(3/17) و بالاخره سه طبقه اصلى اختلالات روانى: اسکیزوفرنى(4/17)، اختلالات عاطفى(5/17) و اختلالات اضطراب(6/17) مورد بحث قرار گرفت. این فصل دائماً تاکید کرده که هیجانات و بیمارى‏ها موضوعاتى هستند که ارتباط و وابستگى دو طرفه دارند: بدین معنى که تنیدگى‏ها با هیجانات منفى مرتبط بوده و مى‏توانند به اختلالات فیزیکى و روانى در افراد مستعد منجر شوند و متقابلاً عملکرد نامناسب هیجانات یک نشانه عمومى از اختلالات روانى مى‏باشد.

 

نویسنده : S.Hani M.M ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٦ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها: اضطراب و استرس
    نظرات شما()   لینک