psychologist-student


+ بهداشت روانی چیست؟

بهداشت روانی چیست؟

 

به نام خداوند بخشنده و مهربان


پیشگفتار
چنانچه میدانیم نقطه آغاز برای شناخت هر علم تعریف درست آن علم است. در بسیاری از علوم، به ویژه علوم تجربی تعاریف، مشخص و واضح هستند و کمتر اختلافی در آنها دیده می شوند. در عوض در علوم انسانی با توجه به موضوع این علوم که انسان و مسائل مختلف انسانی است تعریفی که جامع و مانع و کامل و مورد قبول همگان باشد بسیار دشوار است. نه تنها در تعریف که تقریبا در اکثر اصطلاحات و مفاهیمی که در این علوم استفاده می شود اختلاف وسیعی وجود دارد و شاید بتوان گفت که جست وجو در منابع این علم برای رسیدن به یک تعریف واحد کاری دشوار است.
دانش روانشناسی از علومی است که با وجود نوپا بودن آن در دانشگاه ها و پذیرفته شدن آن به عنوان علم، رشد بسیار گسترده ای هم از لحاظ کمّی و هم کیفی داشته است. اکنون روانشناسی به رشته ها و زیر شاخه های مختلفی تقسیم شده است و در بسیاری موارد با علوم دیگر ترکیب شده و رشته جدیدی را به وجود آورده است که در هر یک از این رشته ها در بر دارنده مباحث و مشاجرات زیادی است. این علاوه بر رویکرد های مختلفی است که از ابتدای پیدایش روانشناسی تا کنون در این بخش از دانش کلاسیک وجود داشته است و خود باعث گوناگونی و فراوانی نظرات و در نتیجه تعاریف مختلف از هر کدام از مفاهیم مورد بحث در علوم مختلف مربوط به روانشناسی شده است.
یکی از شاخه های روانشناسی، بهداشت روانی یا سلامت روانی  است که از مباحث پر طرفدار، به روز و پر رونق روانشناسی به حساب می آید. بهداشت روانی که تعاریف گوناگون آن در ادامه خواهد آمد در مقولات زیادی کاربرد دارد و در زمینه های مختلفی از قبیل: بهداشت روانی و کودک، بهداشت روانی و نوجوان، بهداشت روانی و نوجوان، بزرگسال، سالمند، ازدواج و ... بسیاری از مقولات دیگر مطرح است.
متن حاضر که در اختیار شما قرار دارد نه به صورت تحلیلی و مبسوط بلکه در حال حاضر صرفا ترجمه ای از مجموعه متون انگلیسی است که بیشتر از منابع اینترنتی تهیه شده است و موجب آشنایی مختصری با بهداشت روانی می شود.
 بنا بر این ابتدا تعدادی از تعاریف مختلف و ساده از بهداشت روانی ارائه می شود و سپس بحث در مورد ماهیت بهداشت روانی و عناصر موثر در آن در معرض دید شما قرار خواهد گرفت.
امید است مطالعه آن برای خوانندگان محترم سودمند و برای نگارنده پیش در آمدی برای کارهای بهتر و جدی تر بعدی باشد.
سید هانی موسوی
تــیرمـاه 1384
 
تعریف

با مراجعه اجمالی به منابع روانشناسی در شبکه جهانی اینترنت به تعاریف زیادی از بهداشت روانی برخورد می کنیم که هم از نظر محتوا و هم از نظر اجمال یا تفصیل، بسیار متفاوت و مختلف اند. برخی از این تعاریف و توصیف ها که در پایگاههای مختلف روانشناسی در اینترنت به چشم می خورد عبارتند از:
1- اجرای موفق کارکرد مغز، که حاصل آن فعالیت های پربار، برآورده کردن روابط با دیگر مردم، و توانایی تطبیق با تغییر به منظور بر آمدن از پس بدبختی ها و مشکلات.
(www.bcbsnc.com/apps/glossary/all.do.)
2- چگونگی تفکر، احساس و کنش های یک فرد ، زمانی  که با موقعیت های زندگی روبرو می شود. بهداشت روانی چگونگی نگاه مردم به خودشان، زندگیشان و دیگر مردم در زندگیشان  است، ارزیابی چالش ها و مشکلات آنها؛ و کشف گزینه ها است. این، شامل لمس فشار روانی، در ارتباط با دیگر مردم و گرفتن تصمیمات می شود.
(www.dphilpotlaw.com/html/glossary.html)
3-حالتی نسبتاً پایدار به گونه ای که فرد را معقولانه از خود قانع می کند، همانطور که در میل او برای زندگی و احساس و درک از خود منعکس شده است. بهداشت روانی همچنین درجه بزرگی از سازگاری با محیط اجتماعی است، همچنان که بوسیله رضایت ناشی از روابط میان فردی، و پیشرفت ها نشان داده شده است.
(www.cmpmhmr.cog.pa.us/glossary.htm)
4- گنجایش و استعداد یک فرد برای شکل دادن روابط هماهنگ با اجتماع و محیط فیزیکی خود، و نیز گنجایش فرد برای دست یافتن به یک رضامندی متوازن از کشاننده های خود.
 (www.dph.state.ct.us/OPPE/sha99/glossary.htm)
5- بهداشت روانی،وضعیت روانی ذهن است.
(www.century-health.com/glossary.asp)
6- بهداشت روانی، توصیف کننده یک توازن درخور بین افراد، گروه اجتماعی آنها، و محیط بزرگتر پیرامون آنها است. این سه مؤلفه ترکیب می شوند برای بالا بردن هماهنگی روانی و اجتماعی، حسّ بهتر بودن، خود شکوفایی و تسلط محیطی.
(schizophrenia.atspace.org/glossary/)
7- حالت روانی کسی که در حال کار در سطحی رضایتبخش از سازگاری هیجانی و رفتاری است.
(www.cogsci.princeton.edu/cgi-bin/webwn2.1)
8- سلامت روانی ، بهداشت روانی  و نیکویی روان ، هر سه اصطلاح به کار می روند برای توصیف فقدان بیماری روانی. با این تعریف، حالت روانی دو حالت ممکن خواهد داشت؛ یا سلامت (بهداشت) و یا بیماری.  (en.wikipedia.org/wiki/Mental_health)
بهداشت روانی، حالتی است که با بهزیستی و خویشتن پذیری روانی  مشخص می شود. اصطلاح « بهداشت روانی »  معمولا دلالت بر گنجایش و استعداد علاقه و ارتباط با دیگران، و رضایت برای رفتار کردن به طریقی که موجب رضایت فردی  شود بدون دست اندازی به حقوق دیگران دارد (انطباق و سازگاری درست هیجانی). در یک مفهوم بالینی، بهداشت روانی، فقدان بیماری روانی است(مقاله «بهداشت روانی» در نرم افزار دائره المعارف اینکارتا، محصول سال 97 کمپانی مایکروسافت).

 
بهداشت روانی چیست؟

همیشه تعریف بیماری های روانی آسان تر از تعریف سلامتی یا بهداشت روانی بوده است. در ایالات متحده امریکا، انجمن روانپزشکان امریکا  به طور سنّتی سازمانی بوده که تعریف کننده اختلالات روانی بوده است(ابتدای سال 1917 زمانی که به عنوان انجمن مدیران پزشکیِ موسسه امریکایی مجنون  شناخته شد).
اخیراً عده زیادی بهداشت روانی را بسیار بیشتر از فقدان بیماری روانی به رسمیت شناخته اند. ولو اینکه بسیاری از ما از یک اختلال روانی قابل تشخیص رنج نمی بریم، این واضح است که بعضی از ما دارای سلامت روانی بیشتری نسبت به دیگران هستند. مطالعه مشخصاتی (خصوصیاتی)که سازنده بهداشت روانی است، «روانشناسی مثبت»  خوانده می شود. نظراتی هستند که همچون خصوصیات بهداشت روانی پیش تر بوده اند.
توانایی لذت از زندگی - توانایی لذت بردن از زندگی برای بهداشت روانی ضروری است. جیمز تیلور نوشته است که « رمز زندگی لذت بردن از گذران وقت است. کاری که هر احمقی می تواند بکند...». تمرین مراقبه آگاهی (مدیتیشن) یک راه است برای کِشت توانایی لذت بردن از زمان حاضر. ما البته، نیاز داریم تا زمانهایی برای آینده خود طرح و نقشه بریزیم؛ و همچنین نیازمند آنیم تا از گذشته بیاموزیم. اغلب موارد ما به خاطر نگرانی از آینده خود را در زمان حال بیچاره می کنیم.
جهش ( ارتجاع) - توانایی برای جَستن به عقب از فلاکت و بدبختی نشاندهنده «جهش» است. دانستن این مطلب تازگی ندارد که برخی مردم بهتر از بقیه با استرس یا فشار روانی برخورد می کنند.
چرا برخی از سربازان کهنه کار جنگ ویتنام برای زندگی، معلول شدند، در حالی که بقیه سناتور ایالات متحده شدند؟ چرا برخی بزرگسالان که از خانواده های الکلی برآمده اند خوب عمل می کنند، در حالی که بقیه به کرّات دچار مشکلات در زندگی شده اند؟ خصوصیات «جهش» بین آنهایی که به خوبی حریف فشار روانی شدند، تقسیم شده است.
توازن - توازن در زندگی گویا منجر به سلامت روانی بزرگتر می شود. همه ما نیازمند متوازن ساختن زمانی که در اجتماع صرف میکنیم با زمانی که به تنهایی صرف میکنیم هستیم، به طور مثال به کسانی که تمام وقت خود را به تنهایی سپری می کنند ممکن است برچسب « گوشه گیر»ی زده شود، و آنها ممکن است بسیاری از مهارت های اجتماعی خود را از دست بدهند. انتهای انزوای اجتماعی حتّی می تواند منجر به یک انفکاک از واقعیت شود. به نظر می آید توازن این دو نیاز کلید حلّ مشکل باشد- اگرچه همه ما این توازن را به طور متفاوتی برقرار می کنیم. دیگر مناطقی که توازن در آن با اهمیت به نظر می آید شامل توازن بین کار و بازی ، توازن بین خواب و شب زنده داری ( بی خوابی)، توازن بین استراحت و فعالیت، و حتی توازن بین زمان صرف شده درون خانه و بیرون خانه است.
انعطاف پذیری - همه ما مردمانی را می شناسیم که عقاید بسیار خشک و انعطاف ناپذیر دارند. هیچ میزان بحث و گفتگو نمیتواند دیدگاه های آنان را تغییر دهد. چنین انسانهایی اغلب با انتظارات خشکی که دارند موجب پدید آمدن استرس مضاعف برای برای خود می شوند. کار کردن بر روی روان تر و انعطاف پذیر تر ساختن انتظاراتمان می تواند سلامت روان ما را بهبود بخشد. انعطاف پذیری هیجانی می تواند به همان اهمیت انعطاف پذیری شناختی باشد. مردمانی که دارای بهداشت روانی هستند دامنه ای از هیجانات را تجربه می کنند و به خود رخصت می دهند.
برای ابراز این احساسات برخی از مردم احساسات مسلّم خود را قطع ( مسدود) می کنند، و آنها را غیر قابل قبول در می یابند. این انعطاف ناپذیری هیجانی می تواند منجر به مشکلات بهداشت روانی دیگری شود.
خود شکوفایی - ما با استعداد هایی که به ما عطا شده چه کرده ایم؟ همه ما مردمی را می شناسیم که از توان بالقوه خود پیش افتاده اند و دیگرانی که به نظر می آید استعداد های خود را تلف کرده اند ( به باد داده اند). ما ابتدا نیازمند بازشناسی استعدادهای خود هستیم و البته فرایند بازشناسی، بخشی از راه خود شکوفایی است. افراد سالم روانی کسانی هستند که در فرایند عملی کردن ( شکوفا کردن) توان بالقوه خود هستند.
مواردی که ذکر شد تنها تعدادی اندک از مفاهیمی بود که در تلاش برای تعریف بهداشت روانی اهمیت دارد. توان شکل دادن روابط سالم با دیگران نیز دارای اهمیت است. بهداشت روانی بزرگسالان و نوجوانان نیز شامل مفاهیم عزت نفس، و تمایلات جنسی سالم است. چگونگی سروکار داشتن ما با فقدان ها و مرگ نیز عامل مهمی در سلامت روان است.
با اینکه نگرانی از بیماری روانی فراز و نشیب فراوانی در قرون مختلف داشته است، اما رشد و تحول رویکرد های کنونی به موضوعات، از نیمه قرن هجدهم، زمانی که تحول طلبانی مانند دکتر فرانسوی فیلیپ پاینل  و دکتر امریکایی بنیامین راش  «درمان اخلاقی»  انسانی را برای جایگزینی روشهای درمانی بیرحمانه ای که متداول بود معرّفی کردند.با وجود این تحولات، بیشتر بیماران روانی، همچنان به زندگی در زندان ها و نوانخانه ها (شرایطی که در قرن نوزدهم حاکم بود) ادامه می دادند.
 
گستره مسئله
طبق برآورد عمومی، در هر زمان ده درصد از جمعیت مشکلات جدی سلامت ( بهداشت) روانی دارند به حدی که نیازمند مراقبت قانونی هستند، شواهد اخیر نشاند میدهد این صورت می تواند تا پانزده درصد هم باشد. اما به هر حال تمام مردمی که نیازمند کمک هستند آن را دریافت نمیکنند. یک دلیل عمده برای این مسئله این است که مردم هنوز از برچسبی که بر بیماران روانی خورده میشود بیم دارند و از این رو اغلب در گزارش کردن آن و یا یافتن کمک ، وا می مانند.
تحلیل ارقام بیماری روانی نشان می دهد که تنها در انگلستان جمعیت بر آوردی 180 هزار نفری از مردم دچار «اسکیزوفرنی»  هستند – با دست کم رقم مشابهی که محتمل به ابتلا به اختلالات افسردگی ساز شدید هستند. حالات روانی عضوی  ( ارگانیک) که موجب زوال عقل ، روان آشفتگی ، زوال حافظه ، افسردگی خفیف  یا متوسط ، اضطراب ، و دیگر انواع مشکلات هیجانی هستند نیز بسیار شایع است- یک دهم مردم انگلستان از افسردگی رنج می برند.سوء مصرف الکل نیز در بسیاری از کشورها درحال افزایش است ، و استعمال مواد مخدر احتمالا بسیار بیشتر از آن وجود دارد. فهرست مشکلات بهداشت روانی همچنین می تواند به بیش از شرایط روانپزشکی قابل شناسایی، گسترش پیدا کند؛ مواردی مانند آسیب رساندن به بهداشت روانی که با فقر بی امان، بیکاری، و تبعیض های نژادی، جنسی، طبقاتی و سنّی ، و معلولیت های روانی یا جسمی همبسته است از این گونه اند.
درمان
مراقبت از بیماران روانی به طور چشمگیری در دهه های اخیر دچار تغییر شده. دارو های معرّفی شده که در اواسط دهه 1950، در موازات با دیگر روش های درمانی بهبود یافته است، بسیاری از بیمارانی را که پیش از این سالها عمر خود را در مؤسسات روانی برای درمان صرف می کردند، قادر ساخت به جای آن، همچون بیماران سرپایی درمان شوند. همچنین تعداد اندک بیمارستان های روانی باقیمانده در انگلستان اکنون به برخی از بیماران آزادی کامل در ساختمان یا محوطه ،و در برخی موارد، آزادی برای ملاقات با اجتماعات نزدیک خود را می دهند. این حرکت مبتنی بر این نتیجه گیری است که رفتار مختلّ، اغلب ناشی از جلوگیری و منع است نه بیماری.
درمان بیماران دچار اختلالات روانی نیز با شدت کمتری به طور برجسته تغییر کرده است.
سابقاً، بیمارانِ دچار افسردگی خفیف، اختلالات اضطرابی، و دیگر انواع روان رنجوری ، به طور انفرادی با روان درمانی درمان می شدند. هرچند این شکل درمان هنوز به صورت گسترده استفاده می شود، سایر رویکرد ها هم در دسترس است. در برخی نمونه ها، یک گروه از بیماران با هم ملاقات میکنند تا با مساعدت یک درمانگر در جهت حل مشکلات خود کار کنند ، در دیگر موارد، خانواده ها همچون یک واحد درمان می شوند. همانطور که در بیماری های جدّی روانی هست، درمان شکل های خفیف تر اضطراب و افسردگی پیش رفته است با معرّفی دارو های جدید، مانند پروزاک ، که به کم کردن نشانه های بیماری کمک می کند.
 
توان بخشی
رها ساختن تعداد زیادی از بیماران از حالت بیمارستان روانی، به هر صورت ، باعث مشکلات قابل توجّهی هم برای بیماران و هم برای اجتماعی که خانه جدید آنها می شود.
برای بیماران سابق روانی و درصد بزرگی از کسانی که در خانه های سالمندان زندگی می کنند و تسهیلات دیگری برای برآورده شدن احتیاجاتشان نیست، خدمات کافی اجتماعی اغلب خارج از دسترس هستند. بیشتر این بیماران به عنوان مبتلایان به اسکیزوفرنی تشخیص داده می شوند، و فقط 15 تا 40 درصد از بیماران اسکیزوفرنی که در اجتماع زندگی میکنند موفق می شوند به سطح متوسطی از سازگاری برسند. آنهایی که مراقبت دریافت میکنند ممکن است در برخی کشور ها در فواصل زمانی ، برای مشاوره مختصر و بازبینی دارویی در یک درمانگاه  باشند.
پژوهــش
بسیاری از علوم مختلف برای شناخت بهداشت و بیماری روانی هم بخشی و همکاری می کنند. در دهه های اخیر این علوم، روشن کردن فرایند های بنیادین زیست شناختی، روان شناختی، و اجتماعی را آغاز کرده اند، و کاربرد چنین دانشی را برای مشکلات سلامت روانی اصلاح کرده اند.
برخی از امیدبخش ترین سرمشق ها از پژوهش زیست شناختی نشأت گرفته است. به طور مثال، دانشمندان و متخصصین مغز که انتقال دهنده های عصبی - مواد شیمیایی که پیام را از یک سلول عصبی به سلول عصبی دیگر حمل می کنند- را مطالعه و بررسی می کنند، در شناخت کارکرد طبیعی و غیر طبیعی مغز کمک می کنند و در راه کشف روش های درمانی بهتر برای برخی شکل های بیماری روانی هستند. دیگر پژوهشگران سعی می کنند تا چگونگی رشد مغز را کشف کنند (آنها به طور مثال فراگرفته اند ، که حتی در بزرگسالان برخی سلول های عصبی بعد از آسیب دیدن تا اندازه ای دوباره به وجود می آیند) و چنین محققانی علاوه بر فهم عقب ماندگی ذهنی، شکل های غیر قابل درمان آسیب مغزی و دیگر موارد را هم مورد بررسی قرار می دهند.
پژوهش روان شناختی، مربوط به بهداشت روانی شامل مطالعه ادراک، پردازش اطلاعات ، تفکر، زبان، انگیزش، هیجان، توانایی ها، نگرش ها، شخصیت، و رفتار اجتماعی  است. به طور مثال، پژوهشگران در حال مطالعه فشار روانی ( استرس) و چگونگی مقابله با آن هستند.
پژوهش در علوم اجتماعی متمرکز بر مشکلات افراد در بافت هایی همچون خانواده، محیط بی واسطه، و زمینه کاری است ، چنانچه به گستردگی در فرهنگ نیز هست. یک نمونه از چنین کاری، پژوهش همه گیر شناسی  است ، که مطالعه وقوع الگوهای بیماری ، شامل بیماری روانی، در یک منطقه یا کشور می باشد.(«بهداشت روانی» برگرفته از دائره المعارف اینکارتا 97)

  پایان


فهرست منابع

1- www.bcbsnc.com/apps/glossary/all.do
2- www.dphilpotlaw.com/html/glossary.html
3- www.cmpmhmr.cog.pa.us/glossary.htm
4- www.dph.state.ct.us/OPPE/sha99/glossary.htm
5- www.century-health.com/glossary.asp
6- www.schizophrenia.atspace.org/glossary/
7- www.cogsci.princeton.edu/cgi-bin/webwn2.1
8- www.en.wikipedia.org/wiki/Mental_health
9-http://mentalhealth.about.com/cs/stressmanagement/a/whatismental.htm
10- “Mental Health” Microsoft® Encarta® 97 Encyclopedia. © 1993-1996 Microsoft Corporation. All rights reserved.
 

نویسنده : S.Hani M.M ; ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٤
    نظرات شما()   لینک

+ What is the Mental health?

In The Name Of GOD

Definitions of Mental Health in the Web:

attachment 1 پیوست شماره۱

• The successful performance of mental function, resulting in productive activities, fulfilling relationships with other people, and the ability to adapt to change and to cope with adversity.
www.bcbsnc.com/apps/glossary/all.do
• How a person thinks, feels, and acts when faced with life's situations. Mental health is how people look at themselves, their lives, and the other people in their lives; evaluate their challenges and problems; and explore choices. This includes handling stress, relating to other people, and making decisions.
www.dphilpotlaw.com/html/glossary.html
• A relatively enduring state of being in which an individual is reasonably satisfying to self, as reflected in his/her zest for living and feeling of self-realization. It also implies a large degree of adjustment to the social environment, as indicated by the satisfaction derived from interpersonal relationships, as well as achievements.
www.cmpmhmr.cog.pa.us/glossary.htm
• 
• The capacity of an individual to form harmonious relations with his/her social and physical environment, and to achieve a balanced satisfaction of his/her own drives.
www.dph.state.ct.us/OPPE/sha99/glossary.htm
• The psychological condition of the mind.
www.century-health.com/glossary.asp
• Describes an appropriate balance between the individual, their social group, and the larger environment. These three components combine to promote psychological and social harmony, a sense of well being, self-actualization, and environmental mastery.
schizophrenia.atspace.org/glossary/
• the psychological state of someone who is functioning at a satisfactory level of emotional and behavioral adjustment
www.cogsci.princeton.edu/cgi-bin/webwn2.1
• Mental health, mental hygiene and mental wellness are all terms used to describe the absence of mental illness. By this definition, mental status has two possibilities: either health or illness.
en.wikipedia.org/wiki/Mental_health 
 

Attachment پیوست 2:


What is Mental Health?
 From Leonard Holmes, Ph.D.,
Your Guide to Mental Health Resources.
 

It has always been easier to define mental illnesses than to define mental health. In the United States the American Psychiatric Association has traditionally been the organization to define mental disorders (beginning as early as 1917 when it was known as The Association of Medical Superintendents of American Institutions of the Insane). More recently many have recognized that mental health is more than the absence of mental illness. Even though many of us don't suffer from a diagnosable mental disorder, it is clear that some of us are mentally healthier than others. The study of the characteristics that make up mental health has been called "positive psychology." Here are some of the ideas that have been put forward as characteristics of mental health:

• The ability to enjoy life - The ability to enjoy life is essential to good mental health.  James Taylor wrote that "The secret of life is enjoying the passing of time.  Any fool can do it.  There is nothing to it."  The practice of mindfulness meditation is one way to cultivate the ability to enjoy the present.  We, of course, need to plan for the future at times; and we also need to learn from the past.  Too often we make ourselves miserable in the present by worrying about the future

• Resilience - The ability to bounce back from adversity has been referred to as "resilience." It has been long known that some people handle stress better than others.

Why are some Viet Nam combat veterans handicapped for life, while others become United States senators? Why do some adults raised in alcoholic families do well, while others have repeated problems in life? The characteristic of "resilience" is shared by those who cope well with stress.

• Balance - Balance in life seems to result in greater mental health. We all need to balance time spent socially with time spent alone, for example. Those who spend all of their time alone may get labeled as "loners", and they may lose many of their social skills. Extreme social isolation may even result in a split with reality. Those who ignore the need for some solitary times also risk such a split. Balancing these two needs seems to be the key – although we all balance these differently. Other areas where balance seems to be important include the balance between work and play, the balance between sleep and wakefulness, the balance between rest and exercise, and even the balance between time spent indoors and time spent outdoors.

• Flexibility - We all know people who hold very rigid opinions. No amount of discussion can change their views. Such people often set themselves up for added stress by the rigid expectations that they hold. Working on making our expectations more flexible can improve our mental health. Emotional flexibility may be just as important as cognitive flexibility.  Mental healthy people experience a range of emotions and allow themselves to express these feelings.  Some people shut off certain feelings, finding them to be unacceptable.  This emotional rigidity may result in other mental health problems.

• Self-actualization - What have we made of the gifts that we have been given?  We all know people who have surpassed their potential and others who seem to have squandered their gifts.  We first need to recognize our gifts, of course, and the process of recognition is part of the path toward self-actualization.  Mentally healthy persons are persons who are in the process of actualizing their potential.

These are just a few of the concepts that are important in attempting to define mental health.  The ability to form healthy relationships with others is also important.  Adult and adolescent mental health also includes the concepts of self-esteem and healthy sexuality. How we deal with loss and death is also an important element of mental health.
 

Attachment پیوست 3:


Mental Health, state characterized by psychological well-being and self-acceptance. The term “mental health” usually implies the capacity to love and relate to others, and the willingness to behave in a way that brings personal satisfaction without encroaching upon the rights of others—to be well adapted and emotionally well adjusted. In a clinical sense, mental health is the absence of mental illness.
Concern for the mentally ill has waxed and waned through the centuries, but the development of modern-day approaches to the subject dates from the mid-18th century, when reformers such as the French doctor Philippe Pinel and the American doctor Benjamin Rush introduced humane “moral treatment” to replace the often cruel treatment that then prevailed. Despite these reforms, most of the mentally ill continued to live in jails and poorhouses—a situation that continued throughout the 19th century.
Scope of the Problem
According to a common estimate, at any one time 10 per cent of the population has mental health problems serious enough to warrant care; recent evidence suggests that this figure may be closer to 15 per cent. Not all the people who need help receive it, however. One major reason for this is that people still fear the stigma attached to mental illness and hence often fail to report it or to seek help.
Analysis of the figures on mental illness shows that schizophrenia afflicts an estimated 180,000 people in Britain alone—with at least the same number likely to suffer from severe depressive disorders. Organic mental states causing dementia, delirium, memory loss, mild or moderate depression, anxiety, and other types of emotional problems are also very common—one in ten people in Britain suffers from some form of depression. Alcohol abuse is on the increase in many countries, and it is likely that many more abuse drugs. The list of mental health problems can also be extended beyond identifiable psychiatric conditions to include the damage to mental health associated with unrelenting poverty, unemployment, and discrimination on the basis of race, sex, class, age, and mental or physical handicaps.
Treatment
Care of the mentally ill has changed dramatically in recent decades. Drugs introduced in the mid-1950s, along with other improved treatment methods, enabled many patients who would once have spent years in mental institutions to be treated as outpatients instead. The few remaining mental hospitals in Britain now also give some patients complete freedom of buildings and grounds and, in some cases, freedom to visit nearby communities. This move is based on the conclusion that disturbed behaviour is often the result of restraint rather than of illness.
Treatment of patients with less severe mental disorders has also changed markedly. Previously, patients with mild depression, anxiety disorders, and other types of neurosis were treated individually with psychotherapy. Although this form of treatment is still widely used, alternative approaches are now available. In some instances, a group of patients meets to work through problems with the assistance of a therapist; in other cases, families are treated as a unit. As in the serious mental illnesses, the treatment of milder forms of anxiety and depression has been furthered by the introduction of new drugs, such as Prozac, that help to alleviate symptoms.
Rehabilitation
The release of large numbers of patients from state mental hospitals, however, has caused significant problems both for the patients and for the communities that become their new homes. Adequate community services often are unavailable to former mental patients, a large percentage of whom live in nursing homes and other facilities that are not equipped to meet their needs. Most of these patients have been diagnosed as having schizophrenia, and only 15 to 40 per cent of schizophrenics who live in the community achieve an average level of adjustment. Those who do receive care may in some countries visit a clinic at periodic intervals for brief counselling and drug monitoring.
Research
Many different sciences contribute to knowledge about mental health and illness. In recent decades these sciences have begun to clarify basic biological, psychological, and social processes, and they have refined the application of such knowledge to mental health problems.
Some of the most promising leads have come from biological research. For example, brain scientists who study neurotransmitters—chemicals that carry messages from one nerve cell to another—are contributing to knowledge of normal and abnormal brain functioning, and are on the way to discovering better treatment methods for some forms of mental illness. Other researchers are trying to discover how the brain develops—they have learned, for example, that even in adults some nerve cells partially regenerate after being damaged—and such research adds to the understanding of mental retardation, untreatable forms of brain damage, and other conditions.
Psychological research relevant to mental health includes the study of perception, information processing, thinking, language, motivation, emotion, abilities, attitudes, personality, and social behaviour. For example, researchers are studying stress and how to cope with it.
Research in the social sciences focuses on problems of individuals in contexts such as the family, immediate environment, and work setting, as well as the culture at large. One example of such work is epidemiological research, which is the study of the occurrence of disease patterns, including mental illness, in an area or country.

 

 

نویسنده : S.Hani M.M ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٤
تگ ها: mental health
    نظرات شما()   لینک