psychologist-student


+ علوم شناختی دین

علوم شناختی دین[1]

 

* نکته: کلمه شناخت و شناختی و مشتقات آن در مطالب ذیل ترجمه واژه های cognition  و cognitive است که اشاره به رشته و زمینه مطالعاتی و تحصیلی وسیعی در علوم با همین نام دارد. نامی که از علوم شناختی اخذ شده است. این کلمه به هیچ وجه مترادف با کلماتی از قبیل شناخت، معرفت و... که در متون مذهبی یا تخصصی در برخی رشته های مربوطه وجود دارد، نیست.

 

 علم شناختی دین، عبارت است از مطالعات افکار و رفتار مذهبی از دیدگاه علوم شناختی. این رشته روشها و نظریاتی از روانشناسی شناختی، روانشناسی تحولی، انسان شناسی شناختی، هوش مصنوعی، علم عصب پایه شناختی، زیست شناسی عصبی (زیست عصب شناسی)، جانور شناسی، کردار شناسی، را در دیگر زمینه ها به کار می برد. دانش پژوهان در این رشته به دنبال شرح و تبیین چگونگی نیاز، ایجاد، و انتقال مذهب(دین) به وسیله قابلیت های شناختی معمول در ذهن انسان هستند.

ایی. توماس لاوسون بنیانگذار علم شناختی دین است. تدبیر و برخورد نظام مند با بازنمایی های دینی را می توانید در کتابهایی که او نگاشته است (همراه رابرت مک کاولی): بازاندیشی دین: پیوند شناخت و فرهنگ[2] و آوردن آیین مذهبی به ذهن: بنیانهای روانشناختی شکلهای فرهنگی[3] پیدا کنید.

مجموعه آثار او بمناسبت بزرگداشتش، با نام دین بعنوان یک قابلیت انسانی[4] در سال 2004 به چاپ رسید. پاسکار بویر در آثار خود با عناوین ذات طبیعی افکار دینی[5] و دین شرح می دهد: ریشه های تحولی افکار مذهبی[6]، به اثبات آشکار ارزش یک چارچوب روانشناسی تحولی درون روانشناسی شناختی دین کمک کرد. تمرکز در این حوزه اکنون از نظریه پردازی برای مطالعات آزمایشی یا تجربی تغییر جهت داده است. نمونه های کنونی از پروژه های چند میلیون دلاری منتشر شده عبارتند از پروژه تبیین دین در دانشگاه آکسفورد و پروژه دین و خداشناسی شناختی.

دیگر کمک کنندگان به این رشته ازجمله رابرت مک کاولی (که اولین مبتکر اندیشه ابزار ردیابی(آشکار ساز) عامل بیش فعال[7]-HADD)، استوارت گاتری، پاسکال بویر و هاروی وایتهاوس بودند. پیش از این دَن اسپربر علم شناختی دین را سال 1975 در کتابش نمادگرایی باز اندیشی[8] عنوان کرد. ظاهراً اولین کاربرد اصطلاح "علم شناختی دین" در سال 2000 در مقاله ای در مجله نیومن[9] با عنوان "به سوی علم شناختی دین" توسط ایی. توماس لاوسون بود.

 

 

مطالعه شناخت دینی[10]

علم شناختی دین اخیرا بعنوان موضوعی مهم برای مطالعه توسط روانشناسان شناختی (مانند روزنگرن، جانسون، هریس، 2000؛ لیگر و گِلمن، 2008) و انسان شناسان (مانند بویر، 2001؛ وایتهاوس، 2004) ایجاد شده است. ما چگونه می توانیم یک پدیده به تنوع و گوناگونی دین را بر اساس عمومیت و فراگیری ذهن انسان شرح داده یا تبیین کنیم؟ پژوهشهای اخیر ثابت کرده است که تبیین برای باورها و رفتارهای دینی می تواند در ویژگی های بنیادین شناخت انسان یافت شود (مانند برینگ، 2004؛ 2006؛ شتولمن، 2008). اگرچه موضوع دین بطور فزاینده برای مطالعه توسط دانشمندان شناختی روا شناخته شده، اما این حوزه از تجربه انسانی، از سوی روانشناسی تجربی تا حدی مغفول واقع شده. ما در این مجموعه مقالات (سمپوزیوم) به ایجاد ادبیات تجربی در شناخت دینی از یک دیدگاه روانشناختی و انسان شناسانه ، با هدف دفاع از یک رویکرد رشدی، میان رشته ای نسبت به این حیطه توجه می کنیم. این مجموعه مقالات بر دو زمینه متمرکز است. لیگر و شتولمن با توجه به رشد و توسعه مفاهیم دینی، همچون راههایی که در آن فرایندهای شناختی هردو تفکر علمی و فراطبیعی را تسهیل می کند وارد می شوند. برینگ و وایتهاوس، زیربند (زیربنا) های شناختی و تحولی تفکر دینی و ارتجاع تفکرات دینی را بررسی می کنند.

 

رشد شناخت دینی

تفکر دینی توسط یک دسته از فرایندها و مفاهیم شناختی شکل گرفته (برینگ و ژورکلاند، 2004؛ برینگ، 2006؛ شتولمن، 2008)، که بسیاری از آنها انواع دیگر تفکر را تسهیل می کنند (بویر، 2001؛ لیگر و گلمن، 2008). این گفتگوها راههایی را مورد توجه قرار می دهد که این فرایندها و مفاهیم رشد شناخت دینی را در آن تقویت می کند و راههایی که چارچوب های تبیینی علمی و مذهبی در آن وفق داده می شوند.

 

لیگر: هم-زیستی چارچوبهای تبیینی علمی و فراطبیعی در طول رشد

دستیابی به چارچوبهای تبیینی علمی و فراطبیعی یک تجربه روانشناختی همگانی(جهانی) است، و هماهنگی این سامانه های مجزای باور یک مشکل شناختی عمده است. یک رویکرد نسبت به بررسی رابطه میان چارچوبهای تبیینی متفاوت ، مطالعه بافت هایی است که هر دو تبیین علمی و فراطبیعی به منظور تفسیر یک رویداد در آن بکار رفته است(لیگر و گلمن، 2008). ساخت تبیین برای موضوعاتی که به لحاظ وجودی برانگیزاننده اند مانند سرچشمه زیستی، بیماری، و مرگ چنین فرصتهایی را به دست می دهند (ایوانز، لیگر، و روزنگرِن، زیر چاپ). لیگر یافته های جدید در باب چگونگی هم-زیستی سامانه های تبیینی شهودی و "علمی" با سامانه های تبیینی دینی یا فراطبیعی در طول رشد در بافتهای گوناگون فرهنگی را مطرح خواهد کرد.

کریستین لیگر استادیار(assistant pr.) روانشناسی در یو تی آوستین است. علائق او شامل سازوکارهای اکتساب دانش، فرهنگ و شناخت، و رشد و توسعه استدلال علمی و فراطبیعی است. کار های او در نشریاتی همچون روانشناسی شناختی، علوم شناختی، و رشد کودک منتشر شده است.

 

شتولمن: تفاوتهای رشدی در تفسیر ادعاهای مذهبی

ادعاهای دینی، همچون ادعا درباره ماهیت خدایی که مورد تصدیق فرهنگ یک فرد است، نه تنها از بزرگسال به بزرگسال بلکه از بزرگسالان به کودکان نیز منتقل شده است. چگونگی درک کودکان از چنین ادعاهایی بدون شک بر دوره  انتقال آنها اثر می گذارد. در این گفتمان، شتولمن داده هایی را ارائه می کند که طبق آن کودکان ادعاهای دینی را به شیوه بزرگسالان تجربه نمی کنند. در عوض، آنها چنین اطلاعاتی (مانند ماهیت خدا) را بر اساس مفاهیم ساده و زودباور، تا حد زیادی شبیه انسان، و نه خیلی متفاوت از مفاهیم افسانه ای تفسیر می کنند. این یافته ها مدلهای استاندارد انتقال دینی را با زیر سوال بردن این فرض که مفاهیم مذهبی هم درون و هم در سرتاسر نسلها پایدار می مانند به چالش می کشد.

اندرو شتولمن استادیار روانشناسی در دانشکده غربی (اکسیدنتال) است. علائق او شامل مفاهیم اکتساب و شکل گیری باور بوده، و کارهایش در مجلاتی همچون روانشناسی شناختی و علوم شناختی به چاپ رسیده است.

 

بنیانهای شناختی و تحولی تفکر دینی

یک مسئله محوری در علم شناختی دین، تبیین علل اصلی منبع دینی همگانی(جهانی) و نیز تغییرپذیری اساسی در باور مذهبی بر اساس سازوکارهای زیربنایی شناختی است (وایتهاوس، 2004؛ برینگ، 2006). این گفتار بنیانهای شناختی و تحولی تفکر دینی و ارتجاع اعتقادات فراطبیعی را در برابر بی اعتقادی مورد لحاظ قرار می دهد.

 

برینگ: خداشناسی تلویحی در مدعیان الحاد

از آنجا که بسیاری افراد مدعی هستند که در مقابل هر نوع استدلال فراطبیعی مقاوم هستند، ادعاهای نظری اخیر در مورد "همگانی بودن" یا بنیانهای "قراردادی"  اعتقاد دینی، بنحو توجیه پذیری از سوی افراد غیر مذهبی مورد شک قرار گرفته است. در حقیقت، ملحدان یک مشکل ویژه برای اعتبارات شناختی دین مطرح می کنند، زیرا آنها ظاهراً این فرض را که بشر از راه کشف (و برهان) در اصطلاحات فراطبیعی استدلال می کند ردّ می کنند. اگرچه باور مذهبی بطور فزاینده ای موضوع توجه تجربی از سوی دانشمندان شناختی قرار گرفته، اما پدیده بی اعتقادی موضوع نسبتاً مورد غفلتی بوده است. یا ملحدان متفکران به لحاظ کیفی متفاوتی نسبت به افراد مذهبی (فاقد شهود فراطبیعی) هستند یا آنها به هر نحوی مانع شهود فراطبیعیشان شده و موفق میشوند از نظر اجرایی آن را خنثی کنند. برینگ در این گفتار، شواهد جدیدی ارائه می دهد که اجمالاً از فرضیه دوم حمایت می کند. در مجموعه ای از مصاحبه های نیمه ساختار یافته، نمونه بزرگی از مدعیان الحاد، که به آنها گفته شده در یک مطالعه درباره حافظه مربوط به خود شرح حال نگاری شرکت دارند، بارها به پرسش هایی درباره حوادث مهم زندگی خود در اصطلاح غایت شناسانه-ارادی پاسخ دادند—که طبق آن هر چیزی "چون نیاز به درس گرفتن دارند" یا "در آن زمان ابزار" بوده است برایشان رخ می دهند. یافته ها از آزمایشات در حال انجام در مورد رضایتِ ملحدان نسبت به "خطر کردن" نیز ارائه خواهد شد.

جسّ برینگ مدیر موسسه شناخت و فرهنگ و یک مصحّح تاریخ و انسان شناسی در دانشگاه کویین بلفاست است. علائق او تحول دین و بنیانهای روانشناختی اعتقادات پس از مرگ است. آثار او در مجلاتی همچون روانشناسی رشدی و علوم رفتاری و مغزی دیده می شود.

 

وایتهاوس: تبیین دین

پژوهشهای بسیاری در علم شناختی دین به تبیین ویژگی های عود کننده افکار و رفتار مذهبی بر اساس شکل دهی و اثرات تحمیلی سازوکارهای شناختی حاصل از آن، مربوط است (وایتهاوس، 2004). اما شواهد رو به رشدی هم وجود دارد مبنی بر این که بسیاری مفاهیم دینی و خوشه های مفهومی دین برای ساخت، به خاطر داشتن، و پیش رفتن، نیازمند منابع قابل توجه شناختی، اجتماعی، و فنی هستند. وایتهاوس در این گفتار، این ویژگی های عمدتاً "فاخر" از منبع های مذهبی را بحث خواهد کرد که تغییر پذیری قابل توجهی از یک سنّت به سنت دیگر نشان می دهند و بدین ترتیب بعنوان شاخص های قابل تحسین هویت(همسانی) ائتلافهای مذهبی عمل می کنند. مفهوم ضمنی این امر برای الگوهای ارتجاع اعتقاد(مقاومت در برابر تکذیب مبتنی بر بحث و استدلال یا شواهد) و بطور عمومی تر برای حفظ و نشر سنّتهای دینی، تمرکز فزاینده مطالعات تجربی، طبیعی، و توصیفی در این حوزه است، که فرصت های قابل توجهی برای ترکیب رویکردهای اجتماعی، شناختی، و علوم زیستی ایجاد می کند.

هاروی وایتهاوس استاد انسان شناسی اجتماعی، رئیس مدرسه انسان شناسی، مدیر مرکز انسان شناسی و ذهن، و عضو دانشکده مگدالن، در دانشگاه آکسفورد است. علائق او شامل بازپیدایی و تغییر در افکار و رفتار دینی است، و کتابها و مقالات زیادی در این زمینه به چاپ رسانده است.

 

ترجمه و جمع آوری: سیدهانی موسوی

 منابع:

دانشنامه الکترونیکی ویکی پدیا

  http://en.wikipedia.org/wiki/Cognitive_science_of_religion

آرشیو مجله علوم شناختی

http://csjarchive.cogsci.rpi.edu/Proceedings/2009/papers/494/paper494.pdf

 



[1] Cognitive science of religion

[2] Rethinking Religion: Connecting Cognition and Culture

[3] Bringing Ritual to Mind: Psychological Foundations of Cultural Forms

[4] Religion as a Human Capacity

[5] Naturalness of Religious Ideas

[6] Religion Explained: The Evolutionary Origins of Religious Thought

[7] Hyperactive Agency Detection Device

[8] rethinking symbolism

[9] Newmen

[10] مطالب این بخش ترجمه گزارشی از یک مجموعه مقالات با عنوان علم شناختی دین و حاصل کار کریستین لیگر، اندرو شتولمن، جسی بِرینگ، هاروی وایتهاوس است که در مجله انجمن علوم شناختی به چاپ رسیده و آدرس آن در بخش منابع آورده شده است..

نویسنده : S.Hani M.M ; ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٤ اسفند ،۱۳۸۸
    نظرات شما()   لینک