psychologist-student


+ کودکان رفتارهای هوشمندانه(Smart) را یاد می گیرند بدون آنکه بدانند چه میدانند.

 

بررسی جدید بیانگر آنست که کودکان خردسال شواهدی از رفتار قابل انعطاف و هوشمندانه در اوان زندگی--اگرچه واقعا نمیدانند چه می کنند-- نشان می دهند.

در یک سری آزمایشات، دانشمندان اینکه چگونه کودکان 4و5ساله قادر بودند بر انواع متفاوتی از اطلاعات تکیه کنند تا اشیا را در یک گروه انتخاب کنند مورد آزمایش قرار دادند. در شرایطی، از آنان خواسته شد شیء را براساس رنگ و در برخی موارد بر اساس شکل انتخاب کنند.

نتایج نشان داد کودکان می توانستند یاد گرفته باشند که درست انتخاب کنند، اما هنوز نمیدانستند چرا شکل یا رنگ در هر زمینه خاص جواب درست هستند.

یافته ها بر خلاف یک نظریه برجسته است که می گوید کودکان فقط در صورتی می توانند رفتار هوشمندانه، انعطاف پذیر بروز دهند که دارای مفهوم دانش باشند-دانش در مود چگونگی کار اشیائ، به گفته ولادمیر اسلوتسکی، یکی از مولفان این بررسی و استاد روانشناسی و رشد انسانی و مدیر مرکز علوم شناختی در ایالت اوهایو.

او گفت:"کودکان بیش از آنچه پیش از این تصور می شد دارای مهارت های یادگیری قوی هستند. آنها می توانند نشان دهند شواهدی از توانایی های یادگیری انعطاف پذیر بدون دانش مفهومی و بدون اینکه آگاه باشند از آنچه یاد گرفته اند."

اسلوتسکی این بررسی را به همراه آنا فیشر، فارغ التحصیل سابق دانشگاه اوهایو و استادیار روانشناسی کنونی در دانشگاه کارنگی میلون اجرا کرد. این تحقیق در شماره کنونی نشریه رشد کودک منتشر شده.

اسلوتسکی نمونه ای از چگونگی نشان دادن انعطاف پذیری در تفکر و رفتار کودک آورده است.

در بررسی قبلی توسط محققان دیگر در کودکان سه و چهار ساله دیده شد که اگر آیتم ها بصورت غذا نشان داده شوند بیشتر احتمال دارد تا مواد  را بر اساس رنگ گروهبندی کنند ، اما بر اساس شکل زمانی که به صورت اسباب بازی باشند.

"ادعا این بوده است که کودکان نمیتوانند این کار را بدون درک ویژگی های غذا و اسباب بازی بکنند. بنابراین برای انعطاف پذیر بودن واقعا نیاز دارید درک کنید اینها چه چیز هایی هستند.

"اما آنچه ما اثبات کردیم این است که کودک می تواند این انعطاف پذیری را بدون این دانش عمیق ، و بدون بازشناسی اینکه چگونه انعطاف پذیر هستند کسب کند."

‌اسلوتسکی و فیشر در بررسی خود، گروههای چهار و پنج ساله در آزمایشات گوناگون داشتند. در همه این آزمایشات، کودک مشغول یک بازی حدسی(guessing game) رایانه ای می شد که شامل انتخاب اشیا بود. این بازی در گوشه سمت راست بالای صفحه (با زمینه زرد رنگ) یا در گوشه چپ پایین صفحه کامپیوتر(بازمینه سبز رنگ) در جریان بود.

رایانه یک شیئ را نشان می داد و می گفت که یک صورتک خندان پشت آن وجود دارد. سپس کودکان حدس می زدند که کدامیک از دو شکل دیگر صورتک خندان دارد.در هر مورد، یکی از اشیای دیگر بعنوان شیئ اصلی، رنگ مشابه ولی شکل متفاوت  داشت، درحالی که دیگری شکل مشابه با رنگ متفاوت داشت.

کلید معما این بود زمانی که بازی در گوشه راست بالای صفحه رایانه جریان داشت،‌صورت خندان همیشه پشت آیتم همشکل و وقتی بازی در گوشه چپ پایین جاری  بود، صورت خندان پشت شکل همرنگ مخفی بود.

بعضی از کودکان آموزش داده شدند به این صورت: پس از یک بار حدس زدن، به آنها گفته میشد که کدام حدس درست یا غلط است. این کودکان خیلی زود یاد گرفتند کجا صورتک خندان را پیدا کنند.

این کودکان بعدا، در خلال آزمون، وقتی که صورتک خندان مخفی بود مشکلی در درست حدس زدن نداشتند ،‌اگرچه هیچ بازخوردی در طی آزمون واقعی وجود نداشت.

اما اسلوتسکی گفت "این کودکان آگاهی نداشتند که چه چیزی را یاد گرفته اند. آنها نمیدانستند چگونه انتخاب درست انجام می دهند."

در آزمایش های مرتبط مختلف، این محققان آزمودند آیا کودکان " اصول" این بازی __که زمانی که بازی در گوشه بالایی صفحه بود شکل مهم بود ،‌و زمانی که در گوشه چپ پایین بازی می کردند رنگ __را کشف می کنند و آیا می توانند این اصل را خودشان به تنهایی پیروی کنند.

جواب این بود که آنها این اصل را کشف نکرده یا نمیدانستند چگونه آن را به کار میگیرند.

اسلوتسکی گفت کودکان در این آزمایشات اصول را نمیدانستند، اما به سادگی یادگیری تداعی(associative learning)را به کار می بردند آنها کشف کردند که در نواحی مشخصی از صفحه رایانه، انتخاب بهتری از روی شکل و در نقاط دیگر از روی  رنگ داشتند،.

او گفت "کودکان یک نوع آمار مداوم(running)  درباره مکانی که باید انتخاب رنگ یا انتخاب شکل کنند ایجاد کردند!"

اسلوتسکی بیان کرد که این نوع یادگیری در همه زمانها توسط کودکان به کار می رود. مثلا، کودکان یاد می گیرند که حیوانات بزرگتر به طور کلی قوی تر و نیرومند تر از حیوانات کوچکتر هستند ، اگرچه چیزی درباره علل زیست شناختی پشت این قضیه نمیدانند.

او گفت این یافته ها مستلزم نظریات مربوط به چگونگی یادگیری کودکان و رشد توانایی های شناختی آنان است.

"کودکان به طور ضمنی یاد میگیرند. آنها نیازمند دانش پیچیده مفهومی برای نشان دادن شواهد رفتار هوشمندانه و انعطاف پذیرشان نیستند.

 

منبع: دانشگاه ایالت اوهایو

http://www.physorg.com/news132839991.html

نویسنده : S.Hani M.M ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ فروردین ،۱۳۸٩
    نظرات شما()   لینک