psychologist-student


+ روانشناسی رشد ( رشد اخلاقی)

رشد اخلاقی

تعریف رشد اخلاقی:
در مورد رشد اخلاقی گفته شده است که ؛ «رشد اخلاقی در برگیرنده آن دسته از قوانین و مقررات  اجتماعی است که تعیین می کند انسانها در رابطه با دیگر مردم چگونه باید رفتار کنند». از نظر روانشناسان این قوانین مشتمل بر سه جنبه اساسی شناختی، عاطفی، و رفتاری هستند که تبیین آنها و چگونگی روابطشان با یکدیگر و تأثیری که در فرایند درونی سازی دارند، محور بحث های روان شناختی است. این تعریف با اینکه تا اندازه ای ماهیت رشد اخلاقی را روشن می کند، ویژگیهای مشخص کننده و امتیاز بخش آن را در میان بخشهای دیگر چندان روشن نمی کند. برای روشن شدن معنای دقیق رشد اخلاقی چند نکته را باید مورد توجه  قرار داد: 1) اختیار و عمد در کارهای اخلاقی؛ 2) ارتباط با حالات روانی و کمال درونی. بنابر این روابط موجود در رشد اخلاقی را می توان در زمینه های مختلف قرار داد:
الف) رابطه فرد با خود در زندگی شخصی، ب) رابطه فرد با خدای متعال، ج) رابطه فرد با انسان های دیگر به طور کلی، د) رابطه فرد با انسانهای هم کیش، هـ) رابطه فرد با طبیعت جاندار و بی جان.

چشم اندازی بر رشد اخلاقی:
اگرچه حال در فرهنگ های مختلف در مورد  خوب و بدهای اخلاقی که از جهان بینی ها و اهداف مختلف آنها نشأت می گیرد، تفاوتهایی نیز یافت می شود؛ اما در هر صورت، در بسیاری از جوامع، یکی از مهمترین وظایف فرهنگی آشنا سازی کودک با قوانین اخلاقی و کردار خوب و بد است. همه کم و بیش از کودکان انتظار دارند که این قوانین را فرا بگیرند و به کار بندند؛ از رعایت آنها خرسند شوند و هنگام سرپیچی از آنها در خود احساس گناه کنند.

جنبه های مختلف رشد اخلاقی:
روانشناسان، رشد اخلاقی را مشتمل بر سه عنصر اساسی می دانند:
1- عنصر شناختی.
2- عنصر رفتاری.
3- عنصر عاطفی.
نکته قابل توجه این است که علی رغم تجزیه قلمرو رشد اخلاقی به این عناصر سه گانه از نظر پژوهشی، در زندگی واقعی و هنگام مواجهه کودک با یک تصمیم اخلاقی، هر سه عنصر، غالباً هماهنگ با هم عمل می کنند.

دیدگاهها و تمرکز بر جنبه خاصی از رشد اخلاقی:
1. جنبه شناختی رشد اخلاقی:

الف) دیدگاه پیاژه: پیاژه روند تحول قضاوتها و اندیشه اخلاقی را با استفاده از دو روش عمده مورد پژوهش قرار داد: 1)ابتدا در صدد بر آمد  که ببیند به موازات بالا رفتن سن کودک چه تحولاتی در نگرش هایش نسبت به قواعد بازی های رایجی همانند تیله بازی پیدا می شود. 2)روش دوم این بود که او داستانی را برای کودکان نقل می کرد و سپس با طرح سوالاتی  سعی می کرد تحولی را که در قضاوت های آنان نسبت به اهمیت گناه و سرپیچی از مقررّات پیدا شده مطالعه کند.
از آنجا که بر طبق دیدگاه پیاژه رشد عقلانی کودک در بستر توالی ویژه ای از مراحل تحقق می یابد، قضاوت های اخلاقی نیز بر مبنای مراحلی تکامل می یابد که متناسب با تحولات شناختی عمومی است. تئوری پیاژه در مورد قضاوت اخلاقی و تحولات آن درست در نقطه مقابل دیدگاه جامعه شناختی دور کیم قرار دارد. دورکیم معتقد بود که در فرایند اجتماعی سازی باید  افراد را به گونه ای پرورش داد که به اجتماع به دیده احترام بنگرند و خود را در قبال مقررات آن مسئول بدانند در حالی که پیاژه با انتقاد به این نظر، این نگرش به افراد را باعث کشاندن فرد به سمت اطاعت از دیگران و عدم استقلال فرد دانست. پیاژه همچنین در مورد رشد اخلاقی و مفاهیم آن نوعی دیدگاه نسبی گرایانه  دارد که مارتین هافمن آن را « تئوری عدم تعادل شناختی» می نامد.
نسبی گرایی رد دیدگاه پیاژه  و همچنین توجه  کودک فقط به پیامد های عینی رفتار  در مرحله واقع نگری اخلاقی به هنگام قضاوت، نکاتی است که بسیار قابل نقد و بررسی هستند.

ب) دیدگاه شناختی لورنس کولبرگ: بنا به اعتقاد کولبرگ فرایند رشد اخلاقی در یک بستر مرحله بندی شده پیش می رود. هر مرحله نه تنها بر این مبنا که افراد یک عمل فرمانبردارانه یا خود گرایانه  را انتخاب می کردند، بلکه بر پایه دلایل و توجیهاتی که در مورد انتخابشان داشتند نیز مبتنی بود. کلبرگ سه سطح از رشد اخلاقی را کشف کرد که هر یک دارای دو مرحله کوچکتر بودند. به اعتقاد وی ترتیب این شش مرحله ثابت است ولی ورود به مراحل در همه افراد در یک سن اتفاق نمی افتد.
سطوح و مراحل  اخلاقی کولبرگ عبارتند از:
سطح یک : اخلاق پیش قرار دادی؛
مرحله یکم: جهت گیری اطاعت و تنبیه.
مرحله دوم: جهت گیری خود گرایانه و لذت گرایانه فطری.
سطح دو : سطح قرار دادی-اخلاق سازگاری های بین فردی و قوانین قراردادی؛
 مرحله سوم: جهت گیری پسر خوب-دختر خوب.
 مرحله چهارم: اخلاق احترام به قانونگذار و حفظ نظم اجتماعی.
سطح سه: اخلاق فوق قرار دادی؛
 مرحله پنجم: اخلاق مبتنی بر اصول اخلاقی خود پذیرفته.
 مرحله ششم: اصول اخلاقی جهانی.
ویژگی های مراحل رشد اخلاقی از نظر کولبرگ:
1- عمومیت فرهنگی مراحل.
2- توالی بدون تغییر مراحل.
3- تناسب رشد اخلاقی  با رشد قابلیت های شناختی.
دیدگاه کولبرگ در رشد اخلاقی در مقایسه با دیدگاه پیاژه وسعت و پیچیدگی بیشتری دارد و مورد حمایت بیشتری نیز قرار گرفته است. به هر حال، نقاط مختلفی از قوت و ضعف هم در آن به چشم می خورد.

 
2. جنبه عاطفی رشد اخلاقی:
احساس گناهِ هنگام تخلف از مقررات اخلاقی و احساس خشنودی هنگام رفتار بر طبق آنها، یکی از جنبه های رشد اخلاقی است. هر چند دیدگاه فروید در این زمینه بیشتر به جنبه منفی احساس عاطفی و اختلال زایی آن معطوف است با وجود این بررسی این جنبه از رشد اخلاقی بیشتر بر تئوری روانکاوی فروید متمرکز بوده است.
فروید معتقد بود که چگونگی رفتار اخلاقی و احساس گناهی که به دنبال تخلف از معیارهای اخلاقی پیدا می شود، نشانگر این است که «من برتر» از طریق همانند سازی شکل گرفته است. همانند سازی هم در حقیقت، درون سازی همان اصول اخلاقی دریافت شده از والدین است.
تبیین دیگری که برای وجدان اخلاقی می توان ارائه کرد آن است که : انسان هنگامی که به مطلوب خویش نمی رسد و آن را از دست می دهد، دچار تأسف و تأثر می شود و اگر در این میان کسی تقصیر کرده باشد او را مورد سرزنش قرار می دهد. حال اگر کسی تقصیر را از جانب خودش بداند به حالت عاطفی خاصی دچار می شود که به آن پشیمانی گفته می شود. از دیدگاه فرهنگ اسلامی احساس گناه حاصل از کارهای ضد اخلاقی نه فقط جنبه مرضی ندارد، بلکه از نشانه های افراد سالم است.
عواملی که در رشد نوع دوستی در کودک مؤثر هستند عبارتند از:

1- نقش والدین: والدین اغلب به گونه ای مستقیم به تشویق و ترغیب رفتارهای دیگر گرایانه می پردازند و یا همچون الگوهایی عمل می کند که کودکان از اعمالشان الگو برداری می کنند. اما باید توجه داشت که اکتساب این رفتارها تماماً نتیجه آموزش مستقیم نیست.
در اسلام به نقش مؤثری که رفتار والدین در تغییر و شکل دهی رفتار کودک می تواند داشته باشد، توجه زیادی شده است. امیر مؤمنان (ع) طی کلامی می فرمایند:« شما به بزرگان احترام بگذارید تا کودکان نیز به شما احترام بگذارند».

2- نقش وسایل ارتباط جمعی: الگو دهی در مورد رفتار های جامعه پسندانه به خانواده محدود نمی شود و وسایل ارتباط جمعی به ویژه تلویزیون نیز در این باره منبع بسیار مؤثری است. در یک برنامه تلویزیونی می توان یک یا چند رفتار جامه  پسندانه را به صورت پیام و الگو به کودکان منتقل کرد.
همچنین اگر والدین بتوانند ، مسئولیت برخی از کارهای خانه را به کودکان واگذارند، احتمالا خواهند توانست  یادگیری رفتار جامعه پسندانه را در آنان تسهیل کنند. از دیگر عواملی که در رشد و تکامل حس بشر دوستی مؤثر است، دو عامل همدلی (= توانایی احساس و درون یابی هیجان و احساسی که فرد دیگری دارد) و نقش پذیری (= آگاهی از چگونگی احساس دیگران )است.


تلخیص: سید هانی موسوی- اسفند 1383
گروه روانشناسی 80- استاد احمدی
منبع: کتاب روانشناسی رشد(2)- دفتر همکاری

نویسنده : S.Hani M.M ; ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها: رشد و رشد اخلاقی
    نظرات شما()   لینک