psychologist-student


+ روانشناسی رشد (همسالان)

همسالان

( قبل از خواندن این بخش باید تذکر بدهم که این متن خلاصه بخش همسالان از کتاب روانشناسی رشد چاپ دفتر همکاری حوزه و دانشگاه ( انتشارات سمت) است.)

همسالان، مدرسه و وسایل ارتباط جمعی از جمله عواملی هستند که بعد از خانواده در رشد، هدایت و اصلاح رفتارهای اجتماعی بیشترین تأثیر را دارند. این عوامل، اعتقادات، آداب و رسوم، ارزشها و نیز زبان و فرهنگ را به دیگر افراد منتقل می کند.
همسالان را می توان یک سازمان غیر رسمی دانست که معمولا از افراد هم سن و سال تشکیل شده است. همسالان به افرادی گفته می شود که در یک سطح رفتاری با یکدیگر تعامل دارند و یا در چند صفت مشترک همسانند.
احساس تعلق و وابستگی به دیگر انسانها از اساسی ترین نیازهای فردی است که در زمینه های مختلفی از جمله روابط با همسالان بروز می کند و بر رشد روانی، جسمی و اجتماعی فرد تأثیر می گذارد. افراد گروه همسال از طریق معاشرت، با ارزشهای گوناگونی  آشنا شده و از راه تبادل ارزشها، مسائل فراوانی را یاد می گیرند. آنچه در روابط همسالان اهمیت دارد وابستگی های خاصی است که بین آنها ایجاد می شود. دوستان برای کودک تکیه گاهی هستند که به او احساس امنیت می دهند.
گرچه رابطه کودک و والدین عمیقتر و بادوام تر است، کنش های متقابل بین همسالان از آزادی و برابرنگری  بیشتری برخوردار است که می تواند شالوده ای برای رشد صلاحیت و عدالت اجتماعی، استعداد، عشق ورزیدن و ... به شمار رود. این کنش های متقابل همسالان از عوامل مهم در رشد صلاحیت اجتماعی و شناختی کودکان به شمار می رود. کودکان از طریق سرمشق دهی اعمال قابل تقلید، تقویت یا تنبیه پاسخهای خاص و ارزشیابی فعالیت های یکدیگر و بازخوردی که به یکدیگر می دهند ، در یکدیگر تأثیر می گذارند.

تأثیر همسالان در رشد اجتماعی:
همسالان عامل مؤثری در رشد اجتماعی به شمار می روند. گروه همسال مهارتهای مهمی را به یکدیگر یاد می دهند که در توان بزرگسالان نیست.
ارتباط همسالان با یکدیگر در سطوح مختلف سنی متفاوت است. با این حال نمی توان به طور دقیق بیان کرد که کنش متقابل از چه زمانی شروع می شود و این ارتباطات چه هنگام اهمیت پیدا می کند. کودکان از اولین سال زندگی نسبت به همسالان خود حساس هستند. برای کنش متقابل کودکان که از سال اول زندگی، آغاز و در خلال سال دوم ادامه می یابد مراحلی را می توان بر شمرد:
1. قرار گرفتن شیء در کانون توجه.
2. کنش متقابل ساده.
3. کنش متقابل تکمیلی.
از شش تا دوازده ماهگی به علایم و انگیزه های دیگر کودکان پاسخ بیشتری می دهد و در سالهای بعد به تدریج رفتارهای، تا حدی جنبه اجتماعی پیدا می کند.
در دوران دبستان دایره دوستی ها گسترده تر و استحکام آنها بیشتر می شود.
در سالهای اولیه مدرسه، بچه ها گروههایی را تشکیل داده، بعد ها جنبه رسمی تر و سازمان یافته تری پیدا می کنند.

معیارهای پذیرش همسالان:
1) وضعیت ظاهری؛ اغلب مردم زیبایی را ناچیز نمی انگارند تا آنجا که جاذبه ظاهری، نقش مهمی در ارزیابی و عکس العمل کودکان و بزرگسالان دارد. در فرهنگ اسلام به جذابیت ظاهری توجه شده و صورت جذاب شخص یکی از عوامل سعادت به حساب آمده است؛ لکن حال کوشش شده است که اینگونه باورها تعدیل  شود و انسان به جمال  باطن بیشتر توجه کند.
2) سن؛ مشاهده کودکان شش فرهنگ از سه قاره نشان می دهد که به طور کلی همه کودکان نقش های گوناگون همسالان را درک می کنند. کودکانی که مشکلات عاطفی و اجتماعی دارند، ممکن است از گروه همسال خود رانده شوند، ولی همین کودکان خیلی آسانتر مورد پذیرش کودکان خردسال قرار می گیرند. بنابراین ، کنش متقابل با همسالان کوچکتر می تواند نقش درمانی داشته باشد.
3) جنس؛ جنس کودک تأثیر آشکاری بر شکل گیری دوستی او دارد. حتی در سالهای پیش از دبستان همسالان همجنس ترجیح می دهند که با یکدیگر بازی کنند و این تمایل در سراسر سالهای مدرسه ابتدایی افزایش می یابد و فقط در اوایل نوجوانی است که این الگو تغییر می کند.
4) مهارت های اجتماعی؛ مانند تقویت رفتارهای دیگران و توانایی در برقراری کنش متقابلِ مؤثر و ارتباط مفید، در پذیرش اجتماعی، نقش مهمی دارد. افراد غریبه ای که اجتماعی هستند و به محله یا مرکز جدیدی چون مسجد، مدرسه و دانشگاه وارد می شوند، با گرفتن و دادن اطلاعات به سرعت مورد پذیرش گروه قرار می گیرند، ولی افرادی که اجتماعی نیستند، در برقراری تعامل با همسالان با مشکل جدی روبرو می شوند.
5) رفتار والدین؛ والدین نقش مهمی در تسهیل کنش متقابل همسالان بازی می کنند. کودک ممکن است نزد آنها مهارتهایی را کسب کند که در کنش متقابل با دیگر کودکان مؤثر باشد. بسیاری از کودکان به این دلیل با هم دوست می شوند که والدین آنها باهم آشنا هستند. شواهد نشان می دهد که هر بار که کودکان با همدیگر دوست می شوند، در صورتی دوستی آنها ادامه پیدا می کند که دوستی والدین آنها نیز با هم ادامه یابد. نوجوانان در علایق مختلف چون مد لباس و سرگرمی ها، زبان و الگوهای کنش متقابل بین همسالان، تحت تأثیر همسالان قرار داند؛ اما پدر و مادر از لحاظ مسائل اخلاقی و ارزشهای اجتماعی و درک جهان بزرگسالان، در نوجوانی نفوذ بیشتری دارند.

روابط همسالان:
روابط همسالان در سه دسته طبقه بندی می شود:
1) روابط گسترده؛ قبل از دوران نوجوانی، روابط با همسالان محدود به آشنایی با بچه های محله و همکلاسی هاست؛ اما زمانی که نوجوان وارد دبیرستان می شود و ساعات بیشتری را دور از خانه می گذراند، دامنه آشنایی او با دیگران گسترش می یابد. گاهی نوجوانان دسته ها و جمعیت هایی را تشکیل می دهند.
2) دوستی های فردی؛ این دوستی ها به نوجوان امکان می دهد که خشم و هیجان خود را ابزار کند و دریابد که دیگران همچون او امیدها، ترسها و تردید هایی دارند و همین مسأله می تواند هیجانات او را کاهش دهد. اینگونه دوستی ها به نوجوانان امکان می دهد که از یکدیگر انتقاد کنند. حضرت علی (ع) می فرماید:« دوست واقعی کسی است که تو را به عیب و نقصت آگاهی دهد و تو را در نهان حفظ کند؛ بنابراین او را برای خود نگه دار». معمولا دوستان نزدیک، همجنس، همسن، هم نژاد و هم مدرسه ای و همکلاسی هستند و زمینه های اجتماعی، اقتصادی، و بومی مشترکی دارند.
3) روابط به هم پیوسته و نزدیک در درون یک گروه؛
شکل گیری گروه.
تعارض میان گروهی: پس از شکل گیری گروه، عوامل دیگری چون رقابت با گروههای دیگر در استحکام گروه و غرور گروهی مؤثر است. البته رقابت ممکن است موجب افزایش خصومت میان گروهها شود.
سلسله مراتب گروهی: سازماندهی گروهها تصادفی صورت نمی گیرد، بلکه بر اساس سلسله مراتب گروهی و تسلط نسبی افراد گروه از سالهای پیش دبستانی است. سلطه گری و پایگاه، بر کنش متقابل اجتماعی نیز تأثیر می گذارد.
نقش سلسله مراتب در گروه:
1. حلّ تعارضات میان گروهی توسط فرد قوی تر و با استفاده از راههای غیر پرخاشگرانه.
2. کمک به تقسیم وظایف و کارهای گروه.
3. معین کردن میزان بهره وری افراد از امکانات و شرایط موجود.
4. کمک به تنظیم تعاملات درون گروهی.

مدرسه: عاملی برای اجتماعی شدن:
مدرسه به عنوان نهادی اجتماعی کننده از جنبه های متعددی، حایز اهمیت است و با خانواده تفاوت هایی دارد که در این قسمت به بعضی از آن تفاوت ها اشاره می کنیم:
- جنبه غیر شخصی مدرسه بیش از خانواده است؛
- در مدرسه روابط کودک با بزرگسال کوتاه مدت است؛
- در مدرسه کودک با عده ای بزرگسال در تماس است که آنها عقاید متفاوت با یکدیگر و نیز متفاوت با والدین دارند؛
- ارزیابی عملکرد کودک در مدرسه، نسبی، همگانی و تکرار شونده است.
1- مدرسه و رشد اجتماعی- شناختی؛ مدرسه فقط به کودکان، دانش نمی آموزد، بلکه به آنان می آموزد که در باره جهان به طرق مختلف به تفکر بپردازند. این مسائل نقش پر اهمیت و منحصر به فردی را که این نهاد در مسیر رشد شناختی و اجتماعی کودکان ایفا می کند، مشخص می سازد.
برای کودک دبستانی، کلاس همچنان بافت اصلی به حساب می آید، کودکان سنین میانی نیز به گونه ای مشابه با معلمان و همسالان خود مواجه  می شوند. برای دانش آموزان دبیرستان نه فقط یک کلاس خاص، بلکه کل مدرسه، زمینه اجتماعی محسوب می شوند، در این مرحله دانش آموز اغلب مدرسه را یک نهاد اجتماعی فرض می کند و نظام مدرسه را یا می پذیرد و در اجرای آن مشارکت می کند و یا با آن به ستیز بر می خیزد.
2- محیط فیزیکی مدرسه؛ محققان تأثیرات سه متغیر؛ اندازه گروه، فضا برای هر نفر، و تجهیزات موجود برای هر کودک را مهم دانسته اند. اگر به تعداد کمتری از دانش آموزان فرصت های متعددی داده شود، انتظار می رود که در محیط های کوچکتر تعداد بیشتری از دانش آموزان به شیوه های مطلوب و فعالیتهای بیشتر رو آورند. این درست همان چیزی است که این دو محقق به آن رسیده اند. مدرسه باید به اندازه ای کوچک باشد که تمام دانش آموزان بتوانند در آن به اعمال متهوّرانه بپردازند و خود را در مدرسه زاید نبینند.
3- فضای کلاس درست؛ شکل کلاس درس، معمولا مستطیل شکل است و نه مربع یا دایره . بی تردید جای کودک در نحوه فعالیت او دخالت دارد. دانش آموزانی که در ردیف جلو و بخش میانی کلاس می نشینند، در فعالیت کلاسی مشارکت بیشتری دارند.
4- سازمان و ساختار کلاس؛ نتایج مطالعه ای که در زمینه مقایسه بین  دو روش سنتی و آزاد صورت گرفت، نشان داد  که هرچند از نظر پیشرفت تحصیلی تفاوت چندانی بین این دو شیوه دیده نمی شود، همکاری ، خلاقیت و اتکای به نفس در کلاس های آزاد پیشرفت شایانی داشته است.
به طور خلاصه کلاس آزاد یک موفقیت آمیخته است. ممکن است آرایش کلاس در اجتماعی کردن کودکان مؤثر باشد، ولی برای بسیاری از کودکان مؤثرترین شیوه یادگیری محسوب نمی شود، شاید انعطاف پذیری، معقول ترین خط مشی به شمار آید.
5- معلم؛ معلم از ارکان اصلی مدرسه است که در پیشرفت تحصیلی و رشد اجتماعی، عاطفی و اخلاقی کودکان تأثیر بسزایی دارد.
شخصیت مطلوب معلم، سبب ایجاد تفاهم و ارتباط بین او و دانش آموزان می شود و علاوه بر رفع مشکلات آنها، در رفتار دانش آموزان نیز تأثیر مطلوب می گذارد، او می تواند دانش آموز خود را به محیط مدرسه، جامعه، روابط اجتماعی و آداب صحیح تربیتی و ... علاقمند سازد.
بیشتر معلمان از اوایل سال تحصیلی بر عملکرد آینده دانش آموزان تأثیر می گذارند، هر چند برخی از آنان این نکته را انکار کنند. سابقه تحصیلی دانش آموز، نمره هایی که در آزمونها می گیرد، زمینه خانوادگی، وضع ظاهری و تاریخچه رفتار در کلاس، عواملی است که با توجه به آنها معلم از دانش آموز انتظار خاصی خواهد داشت.
مطالعات نشان می دهد که دانش آموز از طریق رفتار معلم، به انتظارات وی از خودش پی می برد. الگوهای رفتاری معلم در برابر دانش آموز عبارتند از:
- رفتار دوستانه و احساس مثبت نسبت به دانش آموزان؛
- ارتباط متقابل با آنها؛
- کمک به دانش آموزان هر گاه که در آنها احساس ناتوانی کند؛
- تمجید از پاسخهای صحیح دانش آموز و دادن پاداش به آنها.
همچنین معلم نقش مهمی به عنوان ارزیابی کننده دانش آموز دارد که با توجه به شیوه های ارزیابی قابل بحث است.

نقش والدین:
بینش و رفتار والدین نسبت به فرزندان در آماده سازی آنها برای حضور در مدرسه، و برداشت آنها از مدرسه مؤثر است.
اگر والدین از کودک انتظار رفتاری عاقلانه و مناسب با سطح رشد وی داشته باشند، برای این کار، در کودک انگیزش بیشتری ایجاد می شود و در نتیجه تلاش، موفق هم خواهد شد.
وقتی که کودکی برای توفیق در امر خاص، انگیزش درونی زیادی دارد، احتمال دارد مشوق های خارجی، در شرایط خاص، به کاهش علاقه درونی او منجر شود. به نظر می رسد بهتر اسن است که والدین و معلم، کودک را دلگرم کنند تا خود انگیزه پیدا کند و به کاری بپردازد که برایش جالب توجه است و به آن علاقه دارد.

تفاوت های فردی(کودکان عقب مانده):
یکی از اصول حائز اهمیت، تفاوت های فردی است. وجود کودکان با استعداد در کنار کودکان عقب مانده ذهنی و جسمی در یک کلاس، سبب ایجاد اختلال در رشد تحصیلی، اجتماعی و عاطفی افراد آن کلاس می شود. روشن است که سرعت و روش یادگیری کودکان یکسان نیست ؛ به علاوه آنان در جنبه های جسمانی، اجتماعی، عاطفی و ... متفاوتند. البته همانگونه که آموزش کودکان عقب مانده مشکلاتی دارد، آموزش کودکان استثنایی و تیزهوش هم مسائل و مشکلات مشابهی دارد؛ گروهی بر این اعتقادند که جهش تحصیلی برای تیزهوشان لازم است و عده ای معتقدند این نوع تحصیل ممکن است با رشد اجتماعی و عاطفی کودک تعارض داشته باشد.

وسایل ارتباط جمعی:
منظور از وسایل ارتباط جمعی رادیو، تلویزیون، مطبوعات و سینماست. امروز وسایل ارتباط جمعی از عوامل بسیار مؤثر در رشد فکری، اخلاقی، اجتماعی و روانی جامعه به شمار می رود و بیشترین تأثیر را در کودک و نوجوان دارد. این وسایل همانند یک مدرسه ای است که در تمام نقاط و در  تمام زمانها در دسترس است.
خواندن کتاب، مجله و روزنامه علاوه بر ایجاد تنوع و سرگرمی، سطح آگاهی افراد را نیز بالا می برد وگذشته از جنبه سرگرمی از جنبه های مختلف در روند رشد آنها نیز مؤثر است.
تلویزیون با ارائه تصویری از جهان ماورای خانواده، معلم و همسالان وسیله ایست که استفاده از آن رو به افزایش است و امروزه اکثر قریب به اتفاق مردم در سنین مختلف، مدتی از وقت خویش را صرف دیدن برنامه های تلویزیون می کنند.

نویسنده : S.Hani M.M ; ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ ; شنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها: رشد و همسالان
    نظرات شما()   لینک