psychologist-student


+ بهداشت روانی چیست؟

بهداشت روانی چیست؟

 

به نام خداوند بخشنده و مهربان


پیشگفتار
چنانچه میدانیم نقطه آغاز برای شناخت هر علم تعریف درست آن علم است. در بسیاری از علوم، به ویژه علوم تجربی تعاریف، مشخص و واضح هستند و کمتر اختلافی در آنها دیده می شوند. در عوض در علوم انسانی با توجه به موضوع این علوم که انسان و مسائل مختلف انسانی است تعریفی که جامع و مانع و کامل و مورد قبول همگان باشد بسیار دشوار است. نه تنها در تعریف که تقریبا در اکثر اصطلاحات و مفاهیمی که در این علوم استفاده می شود اختلاف وسیعی وجود دارد و شاید بتوان گفت که جست وجو در منابع این علم برای رسیدن به یک تعریف واحد کاری دشوار است.
دانش روانشناسی از علومی است که با وجود نوپا بودن آن در دانشگاه ها و پذیرفته شدن آن به عنوان علم، رشد بسیار گسترده ای هم از لحاظ کمّی و هم کیفی داشته است. اکنون روانشناسی به رشته ها و زیر شاخه های مختلفی تقسیم شده است و در بسیاری موارد با علوم دیگر ترکیب شده و رشته جدیدی را به وجود آورده است که در هر یک از این رشته ها در بر دارنده مباحث و مشاجرات زیادی است. این علاوه بر رویکرد های مختلفی است که از ابتدای پیدایش روانشناسی تا کنون در این بخش از دانش کلاسیک وجود داشته است و خود باعث گوناگونی و فراوانی نظرات و در نتیجه تعاریف مختلف از هر کدام از مفاهیم مورد بحث در علوم مختلف مربوط به روانشناسی شده است.
یکی از شاخه های روانشناسی، بهداشت روانی یا سلامت روانی  است که از مباحث پر طرفدار، به روز و پر رونق روانشناسی به حساب می آید. بهداشت روانی که تعاریف گوناگون آن در ادامه خواهد آمد در مقولات زیادی کاربرد دارد و در زمینه های مختلفی از قبیل: بهداشت روانی و کودک، بهداشت روانی و نوجوان، بهداشت روانی و نوجوان، بزرگسال، سالمند، ازدواج و ... بسیاری از مقولات دیگر مطرح است.
متن حاضر که در اختیار شما قرار دارد نه به صورت تحلیلی و مبسوط بلکه در حال حاضر صرفا ترجمه ای از مجموعه متون انگلیسی است که بیشتر از منابع اینترنتی تهیه شده است و موجب آشنایی مختصری با بهداشت روانی می شود.
 بنا بر این ابتدا تعدادی از تعاریف مختلف و ساده از بهداشت روانی ارائه می شود و سپس بحث در مورد ماهیت بهداشت روانی و عناصر موثر در آن در معرض دید شما قرار خواهد گرفت.
امید است مطالعه آن برای خوانندگان محترم سودمند و برای نگارنده پیش در آمدی برای کارهای بهتر و جدی تر بعدی باشد.
سید هانی موسوی
تــیرمـاه 1384
 
تعریف

با مراجعه اجمالی به منابع روانشناسی در شبکه جهانی اینترنت به تعاریف زیادی از بهداشت روانی برخورد می کنیم که هم از نظر محتوا و هم از نظر اجمال یا تفصیل، بسیار متفاوت و مختلف اند. برخی از این تعاریف و توصیف ها که در پایگاههای مختلف روانشناسی در اینترنت به چشم می خورد عبارتند از:
1- اجرای موفق کارکرد مغز، که حاصل آن فعالیت های پربار، برآورده کردن روابط با دیگر مردم، و توانایی تطبیق با تغییر به منظور بر آمدن از پس بدبختی ها و مشکلات.
(www.bcbsnc.com/apps/glossary/all.do.)
2- چگونگی تفکر، احساس و کنش های یک فرد ، زمانی  که با موقعیت های زندگی روبرو می شود. بهداشت روانی چگونگی نگاه مردم به خودشان، زندگیشان و دیگر مردم در زندگیشان  است، ارزیابی چالش ها و مشکلات آنها؛ و کشف گزینه ها است. این، شامل لمس فشار روانی، در ارتباط با دیگر مردم و گرفتن تصمیمات می شود.
(www.dphilpotlaw.com/html/glossary.html)
3-حالتی نسبتاً پایدار به گونه ای که فرد را معقولانه از خود قانع می کند، همانطور که در میل او برای زندگی و احساس و درک از خود منعکس شده است. بهداشت روانی همچنین درجه بزرگی از سازگاری با محیط اجتماعی است، همچنان که بوسیله رضایت ناشی از روابط میان فردی، و پیشرفت ها نشان داده شده است.
(www.cmpmhmr.cog.pa.us/glossary.htm)
4- گنجایش و استعداد یک فرد برای شکل دادن روابط هماهنگ با اجتماع و محیط فیزیکی خود، و نیز گنجایش فرد برای دست یافتن به یک رضامندی متوازن از کشاننده های خود.
 (www.dph.state.ct.us/OPPE/sha99/glossary.htm)
5- بهداشت روانی،وضعیت روانی ذهن است.
(www.century-health.com/glossary.asp)
6- بهداشت روانی، توصیف کننده یک توازن درخور بین افراد، گروه اجتماعی آنها، و محیط بزرگتر پیرامون آنها است. این سه مؤلفه ترکیب می شوند برای بالا بردن هماهنگی روانی و اجتماعی، حسّ بهتر بودن، خود شکوفایی و تسلط محیطی.
(schizophrenia.atspace.org/glossary/)
7- حالت روانی کسی که در حال کار در سطحی رضایتبخش از سازگاری هیجانی و رفتاری است.
(www.cogsci.princeton.edu/cgi-bin/webwn2.1)
8- سلامت روانی ، بهداشت روانی  و نیکویی روان ، هر سه اصطلاح به کار می روند برای توصیف فقدان بیماری روانی. با این تعریف، حالت روانی دو حالت ممکن خواهد داشت؛ یا سلامت (بهداشت) و یا بیماری.  (en.wikipedia.org/wiki/Mental_health)
بهداشت روانی، حالتی است که با بهزیستی و خویشتن پذیری روانی  مشخص می شود. اصطلاح « بهداشت روانی »  معمولا دلالت بر گنجایش و استعداد علاقه و ارتباط با دیگران، و رضایت برای رفتار کردن به طریقی که موجب رضایت فردی  شود بدون دست اندازی به حقوق دیگران دارد (انطباق و سازگاری درست هیجانی). در یک مفهوم بالینی، بهداشت روانی، فقدان بیماری روانی است(مقاله «بهداشت روانی» در نرم افزار دائره المعارف اینکارتا، محصول سال 97 کمپانی مایکروسافت).

 
بهداشت روانی چیست؟

همیشه تعریف بیماری های روانی آسان تر از تعریف سلامتی یا بهداشت روانی بوده است. در ایالات متحده امریکا، انجمن روانپزشکان امریکا  به طور سنّتی سازمانی بوده که تعریف کننده اختلالات روانی بوده است(ابتدای سال 1917 زمانی که به عنوان انجمن مدیران پزشکیِ موسسه امریکایی مجنون  شناخته شد).
اخیراً عده زیادی بهداشت روانی را بسیار بیشتر از فقدان بیماری روانی به رسمیت شناخته اند. ولو اینکه بسیاری از ما از یک اختلال روانی قابل تشخیص رنج نمی بریم، این واضح است که بعضی از ما دارای سلامت روانی بیشتری نسبت به دیگران هستند. مطالعه مشخصاتی (خصوصیاتی)که سازنده بهداشت روانی است، «روانشناسی مثبت»  خوانده می شود. نظراتی هستند که همچون خصوصیات بهداشت روانی پیش تر بوده اند.
توانایی لذت از زندگی - توانایی لذت بردن از زندگی برای بهداشت روانی ضروری است. جیمز تیلور نوشته است که « رمز زندگی لذت بردن از گذران وقت است. کاری که هر احمقی می تواند بکند...». تمرین مراقبه آگاهی (مدیتیشن) یک راه است برای کِشت توانایی لذت بردن از زمان حاضر. ما البته، نیاز داریم تا زمانهایی برای آینده خود طرح و نقشه بریزیم؛ و همچنین نیازمند آنیم تا از گذشته بیاموزیم. اغلب موارد ما به خاطر نگرانی از آینده خود را در زمان حال بیچاره می کنیم.
جهش ( ارتجاع) - توانایی برای جَستن به عقب از فلاکت و بدبختی نشاندهنده «جهش» است. دانستن این مطلب تازگی ندارد که برخی مردم بهتر از بقیه با استرس یا فشار روانی برخورد می کنند.
چرا برخی از سربازان کهنه کار جنگ ویتنام برای زندگی، معلول شدند، در حالی که بقیه سناتور ایالات متحده شدند؟ چرا برخی بزرگسالان که از خانواده های الکلی برآمده اند خوب عمل می کنند، در حالی که بقیه به کرّات دچار مشکلات در زندگی شده اند؟ خصوصیات «جهش» بین آنهایی که به خوبی حریف فشار روانی شدند، تقسیم شده است.
توازن - توازن در زندگی گویا منجر به سلامت روانی بزرگتر می شود. همه ما نیازمند متوازن ساختن زمانی که در اجتماع صرف میکنیم با زمانی که به تنهایی صرف میکنیم هستیم، به طور مثال به کسانی که تمام وقت خود را به تنهایی سپری می کنند ممکن است برچسب « گوشه گیر»ی زده شود، و آنها ممکن است بسیاری از مهارت های اجتماعی خود را از دست بدهند. انتهای انزوای اجتماعی حتّی می تواند منجر به یک انفکاک از واقعیت شود. به نظر می آید توازن این دو نیاز کلید حلّ مشکل باشد- اگرچه همه ما این توازن را به طور متفاوتی برقرار می کنیم. دیگر مناطقی که توازن در آن با اهمیت به نظر می آید شامل توازن بین کار و بازی ، توازن بین خواب و شب زنده داری ( بی خوابی)، توازن بین استراحت و فعالیت، و حتی توازن بین زمان صرف شده درون خانه و بیرون خانه است.
انعطاف پذیری - همه ما مردمانی را می شناسیم که عقاید بسیار خشک و انعطاف ناپذیر دارند. هیچ میزان بحث و گفتگو نمیتواند دیدگاه های آنان را تغییر دهد. چنین انسانهایی اغلب با انتظارات خشکی که دارند موجب پدید آمدن استرس مضاعف برای برای خود می شوند. کار کردن بر روی روان تر و انعطاف پذیر تر ساختن انتظاراتمان می تواند سلامت روان ما را بهبود بخشد. انعطاف پذیری هیجانی می تواند به همان اهمیت انعطاف پذیری شناختی باشد. مردمانی که دارای بهداشت روانی هستند دامنه ای از هیجانات را تجربه می کنند و به خود رخصت می دهند.
برای ابراز این احساسات برخی از مردم احساسات مسلّم خود را قطع ( مسدود) می کنند، و آنها را غیر قابل قبول در می یابند. این انعطاف ناپذیری هیجانی می تواند منجر به مشکلات بهداشت روانی دیگری شود.
خود شکوفایی - ما با استعداد هایی که به ما عطا شده چه کرده ایم؟ همه ما مردمی را می شناسیم که از توان بالقوه خود پیش افتاده اند و دیگرانی که به نظر می آید استعداد های خود را تلف کرده اند ( به باد داده اند). ما ابتدا نیازمند بازشناسی استعدادهای خود هستیم و البته فرایند بازشناسی، بخشی از راه خود شکوفایی است. افراد سالم روانی کسانی هستند که در فرایند عملی کردن ( شکوفا کردن) توان بالقوه خود هستند.
مواردی که ذکر شد تنها تعدادی اندک از مفاهیمی بود که در تلاش برای تعریف بهداشت روانی اهمیت دارد. توان شکل دادن روابط سالم با دیگران نیز دارای اهمیت است. بهداشت روانی بزرگسالان و نوجوانان نیز شامل مفاهیم عزت نفس، و تمایلات جنسی سالم است. چگونگی سروکار داشتن ما با فقدان ها و مرگ نیز عامل مهمی در سلامت روان است.
با اینکه نگرانی از بیماری روانی فراز و نشیب فراوانی در قرون مختلف داشته است، اما رشد و تحول رویکرد های کنونی به موضوعات، از نیمه قرن هجدهم، زمانی که تحول طلبانی مانند دکتر فرانسوی فیلیپ پاینل  و دکتر امریکایی بنیامین راش  «درمان اخلاقی»  انسانی را برای جایگزینی روشهای درمانی بیرحمانه ای که متداول بود معرّفی کردند.با وجود این تحولات، بیشتر بیماران روانی، همچنان به زندگی در زندان ها و نوانخانه ها (شرایطی که در قرن نوزدهم حاکم بود) ادامه می دادند.
 
گستره مسئله
طبق برآورد عمومی، در هر زمان ده درصد از جمعیت مشکلات جدی سلامت ( بهداشت) روانی دارند به حدی که نیازمند مراقبت قانونی هستند، شواهد اخیر نشاند میدهد این صورت می تواند تا پانزده درصد هم باشد. اما به هر حال تمام مردمی که نیازمند کمک هستند آن را دریافت نمیکنند. یک دلیل عمده برای این مسئله این است که مردم هنوز از برچسبی که بر بیماران روانی خورده میشود بیم دارند و از این رو اغلب در گزارش کردن آن و یا یافتن کمک ، وا می مانند.
تحلیل ارقام بیماری روانی نشان می دهد که تنها در انگلستان جمعیت بر آوردی 180 هزار نفری از مردم دچار «اسکیزوفرنی»  هستند – با دست کم رقم مشابهی که محتمل به ابتلا به اختلالات افسردگی ساز شدید هستند. حالات روانی عضوی  ( ارگانیک) که موجب زوال عقل ، روان آشفتگی ، زوال حافظه ، افسردگی خفیف  یا متوسط ، اضطراب ، و دیگر انواع مشکلات هیجانی هستند نیز بسیار شایع است- یک دهم مردم انگلستان از افسردگی رنج می برند.سوء مصرف الکل نیز در بسیاری از کشورها درحال افزایش است ، و استعمال مواد مخدر احتمالا بسیار بیشتر از آن وجود دارد. فهرست مشکلات بهداشت روانی همچنین می تواند به بیش از شرایط روانپزشکی قابل شناسایی، گسترش پیدا کند؛ مواردی مانند آسیب رساندن به بهداشت روانی که با فقر بی امان، بیکاری، و تبعیض های نژادی، جنسی، طبقاتی و سنّی ، و معلولیت های روانی یا جسمی همبسته است از این گونه اند.
درمان
مراقبت از بیماران روانی به طور چشمگیری در دهه های اخیر دچار تغییر شده. دارو های معرّفی شده که در اواسط دهه 1950، در موازات با دیگر روش های درمانی بهبود یافته است، بسیاری از بیمارانی را که پیش از این سالها عمر خود را در مؤسسات روانی برای درمان صرف می کردند، قادر ساخت به جای آن، همچون بیماران سرپایی درمان شوند. همچنین تعداد اندک بیمارستان های روانی باقیمانده در انگلستان اکنون به برخی از بیماران آزادی کامل در ساختمان یا محوطه ،و در برخی موارد، آزادی برای ملاقات با اجتماعات نزدیک خود را می دهند. این حرکت مبتنی بر این نتیجه گیری است که رفتار مختلّ، اغلب ناشی از جلوگیری و منع است نه بیماری.
درمان بیماران دچار اختلالات روانی نیز با شدت کمتری به طور برجسته تغییر کرده است.
سابقاً، بیمارانِ دچار افسردگی خفیف، اختلالات اضطرابی، و دیگر انواع روان رنجوری ، به طور انفرادی با روان درمانی درمان می شدند. هرچند این شکل درمان هنوز به صورت گسترده استفاده می شود، سایر رویکرد ها هم در دسترس است. در برخی نمونه ها، یک گروه از بیماران با هم ملاقات میکنند تا با مساعدت یک درمانگر در جهت حل مشکلات خود کار کنند ، در دیگر موارد، خانواده ها همچون یک واحد درمان می شوند. همانطور که در بیماری های جدّی روانی هست، درمان شکل های خفیف تر اضطراب و افسردگی پیش رفته است با معرّفی دارو های جدید، مانند پروزاک ، که به کم کردن نشانه های بیماری کمک می کند.
 
توان بخشی
رها ساختن تعداد زیادی از بیماران از حالت بیمارستان روانی، به هر صورت ، باعث مشکلات قابل توجّهی هم برای بیماران و هم برای اجتماعی که خانه جدید آنها می شود.
برای بیماران سابق روانی و درصد بزرگی از کسانی که در خانه های سالمندان زندگی می کنند و تسهیلات دیگری برای برآورده شدن احتیاجاتشان نیست، خدمات کافی اجتماعی اغلب خارج از دسترس هستند. بیشتر این بیماران به عنوان مبتلایان به اسکیزوفرنی تشخیص داده می شوند، و فقط 15 تا 40 درصد از بیماران اسکیزوفرنی که در اجتماع زندگی میکنند موفق می شوند به سطح متوسطی از سازگاری برسند. آنهایی که مراقبت دریافت میکنند ممکن است در برخی کشور ها در فواصل زمانی ، برای مشاوره مختصر و بازبینی دارویی در یک درمانگاه  باشند.
پژوهــش
بسیاری از علوم مختلف برای شناخت بهداشت و بیماری روانی هم بخشی و همکاری می کنند. در دهه های اخیر این علوم، روشن کردن فرایند های بنیادین زیست شناختی، روان شناختی، و اجتماعی را آغاز کرده اند، و کاربرد چنین دانشی را برای مشکلات سلامت روانی اصلاح کرده اند.
برخی از امیدبخش ترین سرمشق ها از پژوهش زیست شناختی نشأت گرفته است. به طور مثال، دانشمندان و متخصصین مغز که انتقال دهنده های عصبی - مواد شیمیایی که پیام را از یک سلول عصبی به سلول عصبی دیگر حمل می کنند- را مطالعه و بررسی می کنند، در شناخت کارکرد طبیعی و غیر طبیعی مغز کمک می کنند و در راه کشف روش های درمانی بهتر برای برخی شکل های بیماری روانی هستند. دیگر پژوهشگران سعی می کنند تا چگونگی رشد مغز را کشف کنند (آنها به طور مثال فراگرفته اند ، که حتی در بزرگسالان برخی سلول های عصبی بعد از آسیب دیدن تا اندازه ای دوباره به وجود می آیند) و چنین محققانی علاوه بر فهم عقب ماندگی ذهنی، شکل های غیر قابل درمان آسیب مغزی و دیگر موارد را هم مورد بررسی قرار می دهند.
پژوهش روان شناختی، مربوط به بهداشت روانی شامل مطالعه ادراک، پردازش اطلاعات ، تفکر، زبان، انگیزش، هیجان، توانایی ها، نگرش ها، شخصیت، و رفتار اجتماعی  است. به طور مثال، پژوهشگران در حال مطالعه فشار روانی ( استرس) و چگونگی مقابله با آن هستند.
پژوهش در علوم اجتماعی متمرکز بر مشکلات افراد در بافت هایی همچون خانواده، محیط بی واسطه، و زمینه کاری است ، چنانچه به گستردگی در فرهنگ نیز هست. یک نمونه از چنین کاری، پژوهش همه گیر شناسی  است ، که مطالعه وقوع الگوهای بیماری ، شامل بیماری روانی، در یک منطقه یا کشور می باشد.(«بهداشت روانی» برگرفته از دائره المعارف اینکارتا 97)

  پایان


فهرست منابع

1- www.bcbsnc.com/apps/glossary/all.do
2- www.dphilpotlaw.com/html/glossary.html
3- www.cmpmhmr.cog.pa.us/glossary.htm
4- www.dph.state.ct.us/OPPE/sha99/glossary.htm
5- www.century-health.com/glossary.asp
6- www.schizophrenia.atspace.org/glossary/
7- www.cogsci.princeton.edu/cgi-bin/webwn2.1
8- www.en.wikipedia.org/wiki/Mental_health
9-http://mentalhealth.about.com/cs/stressmanagement/a/whatismental.htm
10- “Mental Health” Microsoft® Encarta® 97 Encyclopedia. © 1993-1996 Microsoft Corporation. All rights reserved.
 

نویسنده : S.Hani M.M ; ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٤
    نظرات شما()   لینک