اصطلاح شناسی علوم

این واژه ها از طرف استاد بزرگوار ما سرکار خانم دکتر خرمی (استاد درس متدولوژی) به دانشجویان داده شد تا توضیح و شرح آنها رو بدست بیاورند.

گویا هدف ایشان هم آشنایی ما با واژگان فنی علوم و علاوه بر آن قدرت تمییز بین اصطلاحات و اسامی مشابه برخی علوم و آشنایی با تفاوتهای بعضاً دقیق آنها بود.

این ترمینولوژی خدمت شما تقدیم می شود:

 

In the name of GOD

 

·Neuroscience

1-The scientific disciplines concerned with the development, structure, function, chemistry, pharmacology, clinical assessments and pathology of the nervous system.

2-the study of the brain and central nervous system, particularly their physical and biological attributes and their control of movement, behavior and learning.

* علم اعصاب

1-رشته علمی که با رشد، ساختار، کارکرد، شیمی، داروشناسی، سنجش بالینی و آسیب شناسی دستگاه عصبی در ارتباط است.

2- مطالعه مغز و دستگاه اعصاب مرکزی، بخصوص ویژگی های زیست شناختی و فیزیکی آنها و کنترل آنها بر حرکت، رفتار و یادگیری.

 

·Neuropsychology

1-Psychology based upon the study of the nervous system

2-The branch of psychology that deals with functional relationships between the nervous system, and cerebral or mental functions such as language, memory, attention and perception. (psychological-consult.com)

* روانشناسی عصبی(اعصاب)

1-     روانشناسی که مبتنی است بر مطالعه دستگاه عصبی.

2-     شاخه ای از روانشناسی که با روابط کارکردی بین دستگاه عصبی و کارکردهای ذهنی و مغزی همچون زبان، حافظه، توجه و ادراک در ارتباط است.

 

·Neuropsychiatry

1-the branch of medicine dealing with mental disorders attributable to diseases of the nervous system.(wordnet.princeton.edu)

2-neuropsychiatric - a branch of health science combining neurology and psychiatry.(ukhealthcare.uky.edu/patient)

* روانپزشکی عصبی(اعصاب)

1-     شاخه ای از پزشکی که به اختلالات ذهنی و قابل اسناد به اختلالات دستگاه عصبی می پردازد.

2-     شاخه ای از علم بهداشت که عصب شناسی و روانپزشکی را در هم آمیخته است.

 

·Cognitive science

1-is the study of thinking, knowing, and intellectual reaction; of the process of comprehending, judging, remembering, and reasoning; and of the acquisition, organisation, and uses of Knowledge. See also: Artificial intelligence, Concept.(www.quantum3.co.za)

2-The study of intelligence, embracing various academic disciplines: linguistics, experimental psychology, computer science, philosophy, neuroscience.(www.geocities.com/templarser/complexglos)

* علوم شناختی

1-     مطالعه تفکر، قوه دانش، و واکنش عقلی؛ مطالعه فرایند فهمیدن، قضاوت، به خاطرآوری، و استدلال؛ و مطالعه اکتساب، سازماندهی، وبکارگیری دانش.

2-     مطالعه هوش، دربردارنده رشته های گوناگون آموزشی؛ زبانشناسی، روانشناسی آزمایشی، علوم رایانه، فلسفه، و علم اعصاب.

 

·Cognitive neuroscience

1-The area of neuroscience that focuses on understanding perception, action, attention, memory, and language.(www.brainrepair.ca/glossary)

2-Cognitive neuroscience is an academic field concerned with the scientific study of biological mechanisms underlying cognition, with a specific focus on the neural substrates of mental processes and their behavioral manifestations. (wikipedia)

* علم اعصاب شناختی

1-     حوزه ای از علم اعصاب که بر فهم ادراک، کنش، توجه، حافظه، و زبان متمرکز است.

2-     یک رشته آموزشی که با مطالعه علمی سازوکارهای زیست شناختی زیربنایی شناخت، با تمرکز خاص بر لایه های عصبی فرایند ذهنی و جلوه های رفتاری آنها سروکار دارد.

 

·Neurophysiology

1-Neurophysiology is a part of physiology. Neurophysiology is the study of nervous system function. Primarily, it is connected with neurobiology, psychology, neurology, clinical neurophysiology, electrophysiology, ethology, neuroanatomy, cognitive science and other brain sciences.(wiki)

* فیزیولوژی عصبی(اعصاب)

1- بخشی از فیزیولوژی. مطالعه کارکرد دستگاه عصبی. اصولاً با زیست شناسی عصبی، روانشناسی، عصب شناسی، فیزیولوژی عصبی بالینی، الکتروفیزیولوژی، کردارشناسی، کالبدشناسی اعصاب، علوم شناختی و دیگر علوم مغزی سروکار دارد.

 

·Neuropharmachology

1-Neuropharmacology is concerned with drug-induced changes in the functioning of cells in the nervous system. (wikipedia)

* داروشناسی عصبی(اعصاب)

1- این رشته با تغییرات دارو- منشأ در کارکرد یاخته های دستگاه عصبی سروکاردارد.

 

·Linguistic

1-linguistics - the study of the nature and structure of language and languages.(webhost.bridgew.edu/m3franklin/glossaryofterm)

2-The scientific study of language, which may be undertaken from many different aspects, for example, sounds (phonetics) or structures of words (morphology) or meanings (semantics).(library.ahima.org)

* زبانشناسی

1-     مطالعه ماهیت و ساختار زبان و زبانها.

2-     مطالعه علمی زبان، که از جنبه های متفاوتی قابل اجراست، مثلا، صداها (آواشناسی یا فونتیک) یا ساختار کلمات (شکل شناسی یا مورفولوژی) یا معانی (معناشناسی).

 

·Social psychology

1-the branch of psychology that studies persons and their relationships with others and with groups and with society as a whole. (wordnet.princeton.edu)

2-Social Psychology is the science that studies individual beliefs, attitudes, and behaviors in settings where other people are present (or merely implied or imagined--which makes the definition pretty broad). Notice the focus is quite different from sociology, where groups of people are studied, but closer to psychology, where individuals are studied. The focus of social psychology is the individual within the group. As such, it is an ideal venue for studying those forces that change humans-- their beliefs, their attitudes, and their behaviors.(www.workingpsychology.com)

* روانشناسی اجتماعی

1-     شاخه ای از روانشناسی که افراد و ارتباطاتشان را با دیگران و با گروهها و با اجتماع به طور کلی مطالعه می کند.

2-     علمی است که به بررسی باورها، نگرش ها، و رفتارهای افراد را در زمینه (محیط) هایی که افراد دیگر حضور دارند (یا صرفا مورد اشاره واقع یا تصور می شوند—که تعریف را تاحدی عریض می کند) می پردازد. توجه داشته باشید که این تمرکز کاملا از جامعه شناسی، که گروهی از مردم را مورد مطالعه قرار می دهد، متفاوت گشته و به روانشناسی، که افراد را مورد مطالعه قرار می دهد نزدیکتر می شود. تمرکز روانشناسی اجتماعی، افراد در گروه هستند. همچنین، یک آغاز ایده ال برای مطالعه نیروهایی است که انسان(باورهای او، نگرش های او، و رفتارهایش) را تغییر می دهد.

 

·Anthropology

1-the social science that studies the origins and social relationships of human beings. (wordnet.princeton.edu)

2-The study of human beings, in particular the study of their physical character, evolutionary history, racial classification, historical and present-day geographic distribution, group relationships, and cultural history. Anthropology can be characterized as the naturalistic description and interpretation of the diverse peoples of the world.(http://www.minakatakumagusu-kinenkan.jp/english/kumagusu/word/word.htm)

* انسان شناسی

1- یکی از علوم اجتماعی که ریشه و ارتباطات اجتماعی بشر را مورد مطالعه قرار می دهد.

2- مطالعه انسانها، به ویژه مطالعه خصوصیات فیزیکی ، تاریخچه تحول، طبقه بندی نژادی، توزیع جغرافیایی تاریخی و حال حاضر، ارتباطات گروهی، و تاریخ فرهنگی آنها. انسان شناسی می تواند بعنوان توصیف و تفسیر طبیعی مردمان گوناگون جهان مشخص شود.

 

·Sociology

1-the study and classification of human societies. (wordnet.princeton.edu)

2-The study of society human social interaction , and the rules and processes that bind and separate people not only as individuals, but as members of associations, groups, and institutions. (wictionary)

* جامعه شناسی

1- مطالعه و طبقه بندی جوامع انسانی.

/ 4 نظر / 87 بازدید
بهاره

همه ی مطالبتو عالیه من واسه روانشناسی تجربی به کمک احتیاج دارم درباره ی جدول ها و فرمول هاش اونارو لازم دارم

عظیمی

سلام برای اولین باره که به وبلاگ شما میام و باید بگم که مطالب واقعا خوبی دارین مشخصیه که خیلی حوصله به خرج دادین و اونا رو توی وبتون گذاشتین. براتون آرزوی موفقیت می کنم شاد باشید

صبری

سلام برای مطالب جالب و مفیدی ارائه دادید. سپاسگذارم اما من دقیقا فرق بین نورلوژی یا علوم اعصاب و روانشناسی عصبی یا نورو پسیکو لوژی را متوجه نشدم. لطفاً بیشتر توضیح بدید . متشکرم

زهـــــــره

من که از هیچ کدومشون سر در نمیارم[نگران] آخه هیچ کدومشون رشته من نیست که نظر کارشناسی بدم[لبخند] [گل][گل] [گل]